محمد مفيد مستوفى بافقى
22
جامع مفيدى ( فارسى )
معتدل نموده هيچ هواى موافق نيافت كه مرض شاهزاده را تواند معالجه نمود . عاقبت عرضه داشتى به خدمت شاه فرستاد كه در عرصهء ايران هوائى كه نهايت اعتدال داشته باشد موجود نيست . شاه قباد امر نمود كه حكيم مرزوق شاه مؤبد را بآتشخانهء بزرگ برد و در آنجا بعبادت و دعا اشتغال نمايند كه شايد شافى المرضى او را شفاى عاجل كرامت فرمايد . و حكيم حسب الامر [ a 18 ] با شاهزاده مؤبد متوجه يزد شدند كه به آتشخانهء بزرگ كه به هفت آذر موسوم است روند . چون عبور ايشان به اين محل كه الحال به ميبد اشتهار دارد افتاد حكيم گفت هوائى كه در طلب آن بتمامى عرصهء ايران گشتيم و نيافتيم در اين سرزمين موجود است ، بيت : آنچه دل اندر طلبش مىشتافت * در پس اين پرده نهان بود يافت و حكيم بمعالجهء شاهزاده اشتغال نموده روزبهروز اثر صحت ظاهر مىشد تا به اندك وقتى آن مرض بالكليه از شاهزاده زايل گشته صحت كلى روى نمود و شاهزاده بشكرانهء اين عطيه در آتشخانهء بزرگ صلات و صدقات بارباب استحقاق رسانيد ، و بعد از استجازه از والد عاليمقدار در آن محل طرح شهرى انداخته بنايان از اطراف ممالك طلب نموده بعمارت و اتمام آن مأمور ساخت و در آن شهر بيوت و بساتين احداث نمود و بر بالاى پشته كه مثل كوهى است و در آنجا واقع است قلعه [ اى ] ساخت و دروازهء عالى مفتوح گردانيد . بعضى مورخان آورد [ ها ] ند كه مدينهء ميبد را شاه مؤبد ساخته ، اما قلعه در زمان حضرت سليمان پيغمبر عليه السلام ساخته شده . خلاصهء كلام آنكه در زمان حضرت سليمان على نبينا و عليه السلام [ b 18 ] فارس تختگاه آن حضرت بود و ديو و پرى و جن و انس و وحوش و طيور بفرمان او بودند . حضرت سليمان عليه صلواة اللّه الملك المنان امر فرمود كه ديوان تفحص نموده در هر موضع كه قابل قلاع باشد جهت حفظ خزاين قلعه بسازند . ديوان حسب الامر آن حضرت اطراف و اكناف ربع مسكون [ را ] سير نموده كوهها و