محمد مفيد مستوفى بافقى
18
جامع مفيدى ( فارسى )
بر سر هر كوچه چهار سوقى تا به آبى ميرسند كه يك ذرع بر روى هم ايستاده و حركت نميكند . از آن آب كه گذشته بودند جويها به نظر ايشان درمىآيد كه مثل ستونها افراخته بودند و تختها نصب كرده ، از آنجا كه گذشته بودند صداى آب مىآمد ، ديگر جرأت پيش رفتن نكرده بودند . خاكى ديده بودند و از آن قدرى برداشته با خود بيرون آورده بودند . استاد افضل كه در امر معادن وقوف تمام داشت ميگويد كه ازين خاك نقره و طلا به عمل مىآيد . چون آن خاك را گداخته بودند به قدر نقره حاصل شده بود . چون برآورد نمودند حاصل بخرج آن وفا نميكرد ، مرتكب آن نشدند . ذكر آمدن خاقان چين به ايران زمين و محاربه كردن با بهرام گور و گرفتار شدن خاقان چين بدست بهرام گور بر ضمير منير واقفان سير و آثار و طالبان [ a 15 ] قصص و اخبار مستغمد « 1 » نماند كه چون مدتى از سلطنت بهرام گذشت جمعى از امراى او به خاقان چين نامه نوشتند و خاقان را به تسخير ملك عجم ترغيب نمودند و خاقان با لشكر بيشمار از جيحون عبور كرده به خراسان آمد و تمام ممالك خراسان را در تحت تصرف درآورده در حدود مرو لشكرگاه ساخت . چون بهرام از اين اخبار اطلاع يافته مطلقا تشويش و تفرقه بخاطر راه نداده بدستور معهود ساختگى اسباب شكار چهل روزه نموده سيصد مرد را اختيار كرد ، مكمل و مسلح از شهر بيرون آمده صيدكنان در كوه و بيابان ميگرديد و جاسوسان به اطراف روانه كرد و تا مدت دو ماه بگذشت كسى ازو خبرى « 2 » نيافت . خاقان بخاطر جمع دل بر سلطنت ولايت عجم نهاده جميع سپاهى و رعيت او را مطيع و منقاد گرديدند و حكام بر جميع ولايات عجم تعيين نمودند و خود بفراغ بال بصيد و شكار مشغول گرديد . و بهرام چون دانست كه خاقان از رفتن او مطمئن خاطر گرديده او را كأن لم يكن انگاشته طريق حزم و احتياط كما ينبغى
--> ( 1 ) - اصل : مستعد ، مستغمد بمعنى پوشيده است ( 2 ) - اصل : چيزى