محمد مفيد مستوفى بافقى

19

جامع مفيدى ( فارسى )

مرعى نميدارد با سيصد سوار بحدود مرو آمده در نصف الليل شبيخون بر لشكر خاقان [ زد ] و بعد از كشش و كوشش [ b 15 ] بسيار خاقان اسير سرپنجهء تقدير گرديده لشكرش منهزم گرديد و بهرام را فتحى چنين كه در خيال هيچكس درنمىآمد روى نمود . سجدات شكر الهى بتقديم رسانيد و فتح‌نامه‌ها به اطراف ممالك فرستاد . و يزدگرد بن بهرام كه در يزد بعمارت مشغول بود چون در بدايت حال آوازهء فرار بهرام شيوع يافت و اين خبر قرع سمع او گرديد مستغرق بحر حيرت و اضطرار گرديد و از شهر بيرون آمده در صحرائى كه قريب به شهر بود حرم و خادمان را فرود آورد كه در جوف الليل به طرفى از اطراف يزد [ رود ] . و در آن اثنا حرم او را وضع حمل شده پسرى ازو تولد نمود و مبشرى از راه خراسان رسيده مژدهء فتح بهرام كه بر خاقان ظفر يافته بود رسانيد . شاهزاده بغايت خرّم « 1 » و شادمان شد و فيروز شاه نام فرزند كرد . و چون خيمه را بر تل ريگ نصب نموده بودند و آن محل برو مبارك آمد آن ريگ را فيروزى خواند و اكنون به ريگ فيروزى اشتهار يافته . بعد ازين فتح بهرام متوجه تركستان شد و آن ولايت را مسخر كرده مراجعت نمود و چون به ولايت خود رسيد به عيش و شكار مشغول شد . روزى در شكارگاه در پى گورى تاخت [ a 16 ] و آن گور در غارى رفت . بهرام از عقب گور در غار رفته ناپديد شد و ديگر كسى ازو نشان نداد ، بيت : اگر بهرام گورى زد در ايام * بيا تا بنگرى صد گور بهرام جهان از نام آنكس ننگ دارد * كه از بهر جهان دل‌تنگ دارد ذكر پادشاهى يزدگرد و دادن يزد را به فيروز شاه و شاه بلاش « 2 » و عماراتى كه در زمان ايشان ساخته شد مثل دو برادران و بلاشگرد مشهور به ابو العسكر و فيروزآباد مجومرد و فيروزآباد ميبد بر ضماير فطنت مآثر طالبان قلم و اخبار و بزم‌آرايان محافل سير و آثار

--> ( 1 ) - اصل : خورم ( 2 ) - اصل : در همه موارد بلاس تحرير شده است