محمد مفيد مستوفى بافقى
7
جامع مفيدى ( فارسى )
جلد دوم در ذكر ظهور دولت و جهان گشائى نواب كامياب سپهر ركاب فريدون شان ، ظل ظليل حضرت يزدان ، باسط الامن و الامان ، ناشر العدل و الاحسان ، پادشاه تختنشين فتنهنشان ، مظهر آثار قدرت ملك منان ، مصرع : « خسرو جمشيد رفعت پادشاه دادگر » [ a 6 ] ابو البقا سلطان شاه اسمعيل الموسوى الصفوى بهادر خان تا زمان سلطنت اعليحضرت جمجاه خلافت پناه شهنشاه قدر قدرت قضا اقتدار مظهر كريمهء « و ربك يخلق ما يشاء و يختار » ، شعر : آن جوان بخت و جهانبخش كه از هيبت او * باد در غنچه نيارد كه كند پردهدرى پادشاهى كه بنور معدلتش سواد عرصهء ايران چون سواد حدقهء بينا روشنست و از فيض مرحمت و مكرمتش فضاى جهان چون صحن سرابستان ارم گلشن ، شعر : شه معدلت گستر دين پناه * پدر بر پدر خسرو [ و ] پادشاه فرازندهء پايهء سرورى * فروزندهء بزم نيك اخترى بر آفاق گسترده ظل هماى * در آن سايه آسوده خلق خداى جمجاهى كه اژدر چرخ اخضر از سهم خدنگ ماه پيكرش زبان زنهار برگشايد و شير گردون از تاب آتش سنان آبدارش در گرداب اضطراب و التهاب درآيد ، كامكار سپهر اقتدار منظور انظار حضرت آفريدگار ، شعر : هست آستان حضرتش اقبال را پناه * مقبل كسى كه بوسه بر آن آستان دهد شهسوار مضمار عدل و احسان ، اكمل جبابرهء زمين و زمان ، مهر سپهر سلطنت و جلالت و سرافرازى ، ابو المظفر سلطان شاه سليمان الموسوى الصفوى ، نظم : خدايا تو اين شاه درويش دوست * [ b 6 ] كه آسايش خلق در ظل اوست بدارش بر اورنگ شاهى و جاه * بچرخ برين تا بود مهر و ماه