محمد جعفر بن محمد حسين نائينى

20

جامع جعفرى ( فارسى )

[ سلطنت محمد زكى خان زند ] ذكر سلطنت محمد زكى خان زند و نبذى از مآثر سفاكى آن و اطفاى صرصر بيباكى مصباح دولت او را عما قريب بعد از واقعهء وكيل محمد زكى خان ولد ايناق زند برادر بطنى او وارث ديهيم سلطنت گرديده نوبت سرورى به نام خود بلند آوازه ساخت و او مردى سفاك بود و خون كسان بر صفت خون رزان در شريعت طغيان او مباح [ 7 ر ] مىنمود . در ازاى جزئى خطايى كه قابل مؤاخذت زبانى هم نبودى ، به اراقت دم و ازهاق روح فاعل آن اشارت مىنمودى تا به خطاهاى كبيره چه رسد ! اگرچه در امثال عجم دائر است كه بالاتر از سياهى رنگى نيست در مبتداى جلوس پاى طبيعت را از چشمه سار تيغ بيدريغ شربت هلاك چشانيد و بر احدى ابقا نكرد . روايت مىكنند كه نزديك مقتل كشتگان سجادهء نماز گسترده اداى فريضهء ظهر را تكبيرة الاحرام گفته به قراءت حمد اشتغال داشت كه يكى از نيم بسملان تيغ بيداد او كه هنوز حشاشه در بدن باقى داشت و تيغ سفاح با همه خونخوارى بر حالت او رحمت آورده از سر قطع وريد او كه مكمن حيات حيوانى است در گذشته بود به آواز ضعيف آيت استغاثت خواند ، در دم قطع نماز نموده گفت سر او را به نزد من آوريد كه چون آواز او نارساست از نزديك دريابم تا چه مىگويد و مسلك كدام مدعا مىپويد ! پس به دستيارى تيغ ميان سر و پيكر او تفريق نموده و سرش را به پيشگاه حضور آن شقاوت دستور آوردند . بالجمله بعد از تقديم اين همه قتل بيكران دربارهء آن بيگناهان