محمد جعفر بن محمد حسين نائينى

21

جامع جعفرى ( فارسى )

كه به زعم خود ركن وثيق بناى سلطنت نامستحكم اساس مىدانست ، غافل از آنكه نتيجه برعكس خواهد داد و صدور اين كردار شناعت آثار معولى تواند بود رخنه افكن بناى رياست سست بنياد . عليمراد خان زند را به غزاى پادشاه غازى آقا محمد خان با جمعيتى موفور مأمور و از ساحت حضور مهجور ساخت . آن برازندهء افسر سرورى بعد از آنكه مراحل مسافرت را به قدم مسارعت تا دار الخلافهء طهران پيمود با غفور خان بيگلربيگى قديم آنجا طرح سازش ريخته و نيز به كثرت جنود مصحوبى خود استظهار نموده لواى ياغىگرى افراشت و به جانب اصفهان گرائيد . چون زكى خان را از حقيقت ماجرا اعلام دادند بنفسه ارادهء تنبيه او نموده هرچند مواليان حضرت انصراف او را از اين راى به استعمال محسنات فسخ عزيمت خود و نامزد ساختن ديگرى به تسكين مادهء سركشى او اهتمام نمودند فايده بجز آبروى دولتخواهى خود را [ 7 پ ] بر خاك ترحال ريختن نديدند . آرى از برثن ضيغم قضا كرا توانايى گريز در نهاد است ، اگر فرعون و اگر نمرود و اگر شداد است . پس اشارت راند تا منادى در كوچه و بازار ندا دردهد و تمامت سكان بلد را از رجال و نسا و اعلى و ادنى به خارج شهر در موعد مقرر و مكان معين از جانب او دعوت نمايد . چون به فرموده عمل داشتند و خارج شهر مكانى معين عموم سكان و كافهء قطان رايت اجتماع افراشتند فرمود تا دروب دروازجات شهر را مانند ابواب امان بر چهرهء آن قوم الاخان و الامان ( ؟ ) بسته نگشايند و تا انصراف موكب و الا از اصفهان بعد از تنبيه عليمراد خان اهالى بلد در بلوكات و محالات ايام مسافرت ميمون