محمد جعفر بن محمد حسين نائينى

مقدمه 16

جامع جعفرى ( فارسى )

محمد كاظم واله كه حضور داشته‌اند نيز زبان تمجيد مىگشايند . پس شاه به معتمد الدوله دستور مىدهد كه لوازم تربيت و پيشرفت طرب را فراهم كند . صله‌اى هم به طرب داده مىشود . طرب درين باب مىنويسد : اين بنده متشمر كار تحصيل گرديده آغاز به تأليف كتابى به جهت آزمايش طبع بسوق و سبك تاريخ بديع وصاف در مناقب سلطانى و گزارش تفصيل و اطناب همين وقايع مجملهء موجزه كه عبارت از اظهار مفاخر خود به تشرف خاكبوس محضر خاقانى است به نظم و نثر نموده سمت اتمام يافت . در شهور سال يكهزار و دويست و سى و پنج به جهت عرض كتاب به معرض مستطاب روزانهء دار الخلافه طهران و در تصاريف ايامى كه موكب همايون مسافر چمن سلطانيه بود ملتزم اردوى همايون روانهء چمن مزبور گرديد . چون موكب منصور تشريف بخش منزل سليمانيه ( يعنى قسمتى از كرج كنونى كه دانشكدهء كشاورزى در آنجا قرار داد ) گشت و روزى چند در آنجا اطراق و در يكى از آن ايام معتمد الدوله به دار النظاره تشريف آورد ، گفتند دو ساعت امروز را وقف مطالعهء كتاب فلانى كرده‌ام . پس كتاب را خواسته بعد از دفع مخلين بدقت تمام مشغول مطالعه آن گرديدند و چون فصلى از آن به شرف قراءت عالى تشرف جست و نبات تحسينات بيحصر از منبت - دهان و شكرريزش است ميرزا محمد باقر ناظر كه اين بنده را عم نام بود گفت كه حسب الواقع مقالات فلانى شايستهء اين‌همه ترحيب است . . . « 1 » مجددا در موضع ديگر از كتاب به اين مطلب اشاره مىكند و ضمنا مىنويسد كه در خلال تحصيل گاه‌بگاه نامهء تشويق‌آميزى از معتمد الدوله دريافت ميكرده است . متن يكى از آنها را هم در كتاب حاضر نقل كرده است . « 2 » بالاخره ، پس از تفصيل مطلب مىنويسد كه شاه معتمد الدوله را احضار كرد . به فاصلهء ساعتى ميرزا محمد منشى ( عموى طرب ) كه از پيش شاه مىآمد گفت معتمد الدوله در حق تو ( يعنى طرب ) داد سخن داد و گفت كه

--> ( 1 ) - جامع جعفرى ، ص 136 - 137 ( 2 ) - جامع جعفرى ، ص 540 - 541