رشيد الدين فضل الله همدانى

33

جامع التواريخ ( تاريخ هند و سند و كشمير ) ( فارسى )

اوراق ، و چون آن را بخورند با عياض و بيشه رجوع كنند ، و اگر از آن تغافل و تكاسل نمايند موجب خرابى ناحيت باشد از كثرت و شوكت و غلبهء ايشان . زعم هندوان [ چون ] بر ملّت تناسخ‌اند آنست كه ايشان امّتى بوده‌اند از زمرهء مردم مسخ شده‌اند از براى معاونت رام ( 1 ) ديها بر ايشان وقف كرده‌اند ؛ و اگر كسى بر ايشان از شعر رام انشاد كند ، يا رقيه و افسونى برخواند ، مستمع شوند و بشّاش و مسرور گردند ؛ و اگر كسى راه گم كرده‌اى بود با راهش آرند و طعام بديشان بدهند . و امّا جزاير شرقيهء اين دريا كه [ آن ] سرحدّ چين ( 2 ) است از جزاير زابج‌اند ( 3 ) و به زبان اهل هند آن را سوزن ديپ ( 4 ) خوانند ، يعنى جزاير زر غربى از جزاير زنج ( 5 ) است و حبشه ( 6 ) ، و متوسّط جزاير رام و ديبجات ( 7 ) از جمله جزاير قمير ( 8 ) است ؛ و جزاير ديوه ( 9 ) را خاصيّتى است كه ناگاه از ميان دريا قطعه رمل پيدا شود ، و مرتفع و منبسط مىشود تا وقتى كه استحكام يابد و صلب و سخت گردد ؛ و بعد از قوّت نشو و نما ذبول و ذوب به دو راه يابد و ناقص مىشود تا بكلّى زايل گردد . و مردم آنجا نارجيل و نخل و زروع و ضروع با آنجا نقل كنند ، و اين جزيره دو قسم مىشود ، مرتفع را نام ديوه كوده ( 10 ) بودند يعنى ديبجات ، و آن را از درختان نارجيل جمع مىكنند و در كنار بحر مىنشانند ؛ و ديگر ديوه كنبار ( 11 ) كه از ليف نارجيل بافته باشند . و جزيرهء وقواق ( 12 ) از جمله قمير است ، و اين اسم علم آن جزيره است بخلاف آنچه عوام گمان برده‌اند كه آن درختى است كه ميوهء آن سر آدميان