رشيد الدين فضل الله همدانى
32
جامع التواريخ ( تاريخ هند و سند و كشمير ) ( فارسى )
به اين اسم موسوماند ، از براى آنكه در زورقهاى بيره ( 1 ) دزدى مىكنند . و از ديپل تا [ تولشر ( 2 ) پنجاه ] فرسنگ [ است ] ؛ و از لوهرانى ( 3 ) دوازده فرسنگ ، و تا بگه ( 4 ) دوازده [ فرسنگ ] ، و تا كج ( 5 ) معدن نقل ( 6 ) و باوروى ( 7 ) شش [ فرسنگ ] ، [ و ] تا شهر سومنات ( 8 ) چهارده [ فرسنگ ] ، و تا كنبايت ( 9 ) سى [ فرسنگ ] ، بعد از آن تا اساول ( 10 ) [ دو روزه راه باشد ، و تا ] بهروج ( 11 ) سى [ فرسنگ ] ، و تا سندان ( 12 ) پنجاه [ فرسنگ ] ، و تا سوفاره ( 13 ) شش ، و تا تانه ( 14 ) پنج [ فرسنگ ] ؛ آنگاه به ولايت لاران ( 15 ) مفضى شود ، و در آنجا جيمور ( 16 ) است ، پس بلبه ( 17 ) ، پس كانجى ( 18 ) ، پس [ درود ( 19 ) ، و عينى ] عظيم در آنجا مىآيد ، و بر ساحل آنجا سنگلديب ( 20 ) جزيرهء سرنديب ( 21 ) است ؛ و پيرامون آنجا پنجياور ( 22 ) است كه خراب شده ، و پادشاه آنجا به جاى آن شهرى ديگر بر قرب ساحل بنا كرده ، نام آن پدنار ( 23 ) به سر مىآيد تا اوملنار ( 24 ) رامشر ( 25 ) به خداى سرنديب ، و ما بين هردو در آب دوازده فرسنگ [ است ] ، و از پنجياور تا رامشر چهل فرسنگ ، و از رامشر تا سيت بنداى ( 26 ) قنطرة البحر دو فرسنگ ؛ و از سدّ رام ( 27 ) بن دشرت ( 28 ) تا قلعهء [ 333 ] لنك ( 29 ) ، و اكنون آن كوههايى است منقطع كه ميان ايشان درياست ، و بر دوازده فرسنگى آن از سوى مشرق كهكند ( 30 ) كه آن كوه حمد و نگان است ، [ ملك ايشان جماعت بوزنگان ] بيرون آيند ، و ايشان را مجالس مهيّا باشد ، و اهل آن زمين از براى ايشان برنجهاى پخته برند بر اطباق