رشيد الدين فضل الله همدانى
31
جامع التواريخ ( تاريخ هند و سند و كشمير ) ( فارسى )
قصبه ، و مفضى تا به كوه لارجك ( 1 ) كه او مانند كوه دماوند ( 2 ) آيد ؛ و ميان آن و صحراى كشمير دو فرسنگ است ، و دايما از حدود كشمير و لهاور ( 3 ) آن را معاينه توان ديد . و قلعهء راجگرى ( 4 ) در جنوب آن افتاده است و قلعهء لهور ( 5 ) از غرب آن كه حصينتر از آن قلعه نشان نمىدهند ؛ و بر سه فرسنگى آن شهر راجاورى ( 6 ) ، و تجّار آنجا تجارت و بيع و شرى كنند ، پس آن يك حدّ زمين هند است از جهت شمال ؛ و بر جبال غربى آن فرق افغانيهاند تا منقطع شود به زمين سند ، و جهت جنوب آنجا همه دريا است ، و ساحل آن از تيز ( 7 ) كه قصبهء مكران ( 8 ) است فراگيرد ، و مىرود تا آنجا كه ميان جنوب و مشرق است سوى ناحيت ديبل ( 9 ) و آن چهل فرسنگ است ، و ميان هردو غب توران ( 10 ) است ، و غب مانند زاويه است كه از آنجا به بحر درآيند از بر ، و سفاين را آنجا بيم غرق باشد خصوصا هنگام جزر و مدّ . و خورشيد غب است ليكن نه از جهت دخول بحر ، بلكه از بحر آمدن مياه جاريه ، و چون به بحر رسند ساكن شود بر قدر اين معنى اين بيت چست مىآيد : سيل اگر سنگ را بگرداند * چون به دريا رسد فرو ماند و چون غرق سفاين از براى عذوبت آب است چه آن را استقلال و استعداد مخالطت اثقال نباشد ؛ و بعد از غب مذكور منهه ( 11 ) صغرى است پس كبرى ، آنگاه بوارج ( 12 ) لصوص و مواضع ايشان كج ( 13 ) و سمنات ( 14 ) است ، و ايشان