رشيد الدين فضل الله همدانى

پيشگفتار 28

جامع التواريخ ( تاريخ هند و سند و كشمير ) ( فارسى )

و ضبط درست نامهاى آنان مىنويسند : « به علّت دسترسى نداشتن به شكل نگارش آنها به خط چينى ، بازنويس تلفظ واقعى و اصلى آنها امكان‌پذير نيست . محقّقان در مورد اين نام‌ها و آوانويسى آنها حدس‌هايى زده‌اند كه فقط در حد يك نظريّه قابل توجّه است « 1 » . . . » « 2 » از اين همه برمىآيد كه رشيد الدّين تحرير اين تاريخ را به دو تن از بخشيان تاريخنگار چينى سپرده است ، كه كتاب آن دو نيز مبتنى بر كتابهايى كهن‌تر و معتبرتر استوار است كه نام آنان نيز بتصريح ياد مىشود . امّا نكتهء درخور بررسى اين است كه رشيد الدّين فضل اللّه مدوّن جامع التّواريخ درآوردن نام موّرخان بيگانه‌اى كه با او در كار تحرير ياورى كرده‌اند و بخش تاريخ عالم را پديد آورده‌اند دريغ نمىورزد ، ولى بخشهاى عمده‌اى از نگارندگان و صاحبان آثار فارسى را ذكر ناكرده رها مىكند . به مثل مىدانيم كه بخش تاريخ پيامبران و خليفگان و نيز تاريخ اساطيرى و تاريخ ايران را از تاريخنامهء طبرى مىگيرد ، و گفتنى آن‌كه من خود نسخه‌اى از جامع التّواريخ در اختيار دارم كه بر عنوان آن تاريخ طبرى نگاشته شده است ، و نيز بخش غزنويان و سامانيان و بويهيان يكسره برگرفته از ترجمهء تاريخ يمينى از ابو الشرف ناصح بن ظفر جرفاذقانى است ، و نيز بخش سلجوقيان آن مبتنى بر سلجوقنامهء ظهير الدّين نيشابورى و راحة الصّدور راوندى است ، و تاريخ خوارزمشاهيان ، بر نوشته از جلد دوم جهانگشاى جوينى است ! آيا مىتوان پنداشت كه رشيد الدّين فضل اللّه ، كار تحرير اين بخشهاى تاريخى را به دبيرخانهء خود وا نهاده بوده است ، و آن دبيران بر حسب رسم و عادت زمانه ، از سر آسانگيرى به‌گونه‌اى بازنويسى از متنهاى موردنظر خود

--> ( 1 ) . تاريخ چين ، ( ويرايش و پژوهش دكتر وانگ اى دان ) ، ص 184 . ( 2 ) . گفتنى است كه نثر و شيوهء نگارش دكتر وانگ اى دان گويا و استوار است و شايان ستايش .