رشيد الدين فضل الله همدانى
47
جامع التواريخ ( تاريخ هند و سند و كشمير ) ( فارسى )
عقوبت [ و ] پادافره كنند « 1 » . و به زمان سابق پادشاهان متقدّم براى انتظام قانون مملكت همّت و نهمت بر [ r 336 ] محافظت مراتب درجات مردم مصروف گردانيده بودند ، و صنف صنف معيّن و مقرّر كرده ؛ و سير اوايل اكاسره و متقدّمان قياصره شاهد اين معنى است تا غايتى كه اردشير بابك به زمانى كه [ تجديد ملك فارس كرد طبقات مراتب مردم باز مجدّد گردانيد در طبقهء اوّل اساوره و ابناى ملوك ثبت كرد و در ] طبقهء دوم موابده و هرابده و خدّام معابد و ارباب دين ؛ و در طبقهء سوم اطبّا و منجّمان و اصحاب علوم متنوّع ، و در طبقهء رابع زرّاع و حرّاث و صنّاع نصب كرد تا هريك در مدارج و مراتب يكديگر خوض ننمايند ، و نسب و شعب هم بدانند ، و حدّ و مقدار و مرتبت خود نگاه دارند ؛ و اين تمييز در زمان اسلام « 2 » برافتاد ؛ امّا ميان هندوان هنوز اين قاعده مستمر و برقرار است . و به اتّفاق ساير امم معتدلترين بقاع و نزهترين رباع ديار هند است : ترابها ارقّ من الهواء و هواءها اصفى من الصّفاء . نزهت عرصات آن روضهء رضوان ، و حاصل آن خاك : كَأَنَّهُنَّ الْياقُوتُ وَ الْمَرْجانُ . بعضى مفسران در تفسير قصّهء آدم « 3 » - عليه السّلام - آوردهاند كه چون ابو البشر به امر : اهْبِطُوا * ، از رياض : فِيها ما تَشْتَهِيهِ الْأَنْفُسُ وَ تَلَذُّ الْأَعْيُنُ ، به مقام گلخن سفلى خواست پيوست ، و رحمت شامل الهى مهبط او را بعضى كوههاى سرنديپ « 4 » ساخت كه به مشابهت اعتدال و لطافت آب و هوا از كرهء خاك امتياز داشت ، چه اگر نقل از ضد به ضدّ دفعة واحدة اتّفاق افتادى ، موجب تلاشى مزاج و تفرّق اجزا شدى ، و خود نزوهت اطراف و نعومت هواى آن ديار به الوان نعمت و زر و جواهر و امتعهء فواخر از شرح مستغنى است ، اوراق و قشور اشجار و خاك و گياه و حطب آن قرنفل و سنبل و عود و صندل و كافور و مندل ، عنبر اشهبش فضالهء يم و نيل و بقمش غاليه و گلغونهء
--> ( 1 ) . Ardas ? irp k ( ? ) ( 2 ) . Isl m ( 3 ) . dam ( 4 ) . Sarandi ? p