رشيد الدين فضل الله همدانى

پيشگفتار 34

جامع التواريخ ( تاريخ افرنج و پايان قياصره ) ( فارسى )

منابع ديگرى هم غير از كتاب مارتينوس اوپاوينسيس استفاده كرده است ، داستان ذيل از كتاب اوست كه در تاريخ اوپاوينسيس ديده نمىشود ، و آن قصّهء معروف دوميسين امپراطور روم است ( در متن : دوميطيانس ) كه بتخانه‌اى ستون‌دار در روم بساخت ، و از هر ولايتى بتى به آنجا آورد ، و هر وقت دشمنى به روم روى مىآورد روى آن بتها بسوى آن دشمن بود تا دفع آن مىكردند . اين داستان را در روايات مربوط به روم قديم بعضى دربارهء مجسمه‌هاى كاپيتول و برخى دربارهء بتهاى پانتئون Pantheon آورده‌اند . ديگر از مطالب مربوط به اين طبقه از قصص كليّهء رواياتى است دربارهء يافتن گنجهايى از روى مجسمه‌ها و كتيبه‌هاى قديمى . بنابر آنچه كه گذشت طبيعتا در كتاب ما قصص متعلّق به طبقهء دوم فراوان‌تر از داستانهاى متعلّق به دو طبقهء ديگر است در مورد مطالب مربوط به ولادت و جوانى حضرت مسيح عليه السّلام . نيز ممكن است مؤلّف ما غير از كتاب مارتينوس اوپاوينسيس از مآخذ ديگرى هم از قبيل انجيلهاى جعلى و رواياتى از آن گونه كه در Le genda Aurea ديده مىشود استفاده كرده باشد . از اين كه بگذريم مندرجات كتاب رشيد الدّين در اين مورد كاملا با مطالب تأليف مارتينوس اوپاوينسيس مطابقت دارد . و در هر دو كتاب مشهورترين روايات و قصص عيسوى ديده مىشود . مثلا داستان رفتن پاپ كرياكوس ( Cyriaque ) با يازده هزار دختر باكره به شهر كلنى ( آلمان ) و قصص معروف دربارهء قسطنطين امپراطور روم ، و چگونگى شفا يافتن او از بيمارى برص به دست پاپ سيلوستر ( در متن : سلفستروس ) و گرويدن او به دين مسيح بر اثر معجزهء زنده شدن گاوى كه زمبرى جادوگر آن را كشته بود ، و منتقل كردن او پايتخت خود را به قسطنطنيه ، و واگذاردن روم و ممالك فرنگ به پاپ .