رشيد الدين فضل الله همدانى

پيشگفتار 20

جامع التواريخ ( تاريخ افرنج و پايان قياصره ) ( فارسى )

بدين‌سان وجود قارهء اوراسيا با كليّهء تنوّع و تفاوتهاى فراوانى كه بين ممالك آن وجود داشت ، براى نخستين بار به‌صورت حقيقتى آشكار در برابر نوع بشر نمايان گرديد . ايران و چين دو تكيه‌گاه حقيقى امپراطورى مغول را تشكيل مىداد ، ولى ايران به علّت موقعيّت جغرافيايى مركزى خاصّ خود به مراتب پيش از چين چهار راه منافع سياسى و اقتصادى و فرهنگى گرديد ، و ايفاى نقش بسيار مهمّى را به عنوان واسطه بين شرق و غرب به عهده گرفت . پس با توجّه به اين مقدّمه عجب نيست كه بخصوص در اين سرزمين در آغاز قرن 14 ميلادى براى نخستين بار اوّلين مجاهدت را براى تصنيف كتبى دربارهء تاريخ عالم به عمل آوردند . در اينجا بايد در حقيقت از يگانه كوشش در اين راه ، يعنى از كار بزرگ رشيد الدّين سخن گفت ، زيرا كتاب بناكتى « 1 » كه چندى بعد به تقليد از رشيد الدّين تأليف شده ، در حقيقت اقتباسى است با تغييراتى مختصر از همان اثر عظيم و بىهمتا !

--> ( 1 ) . برون - تاريخ ادبى ايران ، ج 3 - كامبريج 1924 ص 101 و ما بعد - بارتولد - تركستان تا حملهء مغول ( انتشارات گيب 1928 ) ص 49 ، و نيز مقالهء وى دربارهء بناكتى در دايرة المعارف اسلام . بارتولد در هر دو جا تصريح مىكند كه كتاب روضة الالباب فى تاريخ الاكابر و الانساب كه معروف به تاريخ بناكتى است ، اگر از برخى تغييرات مختصر چشم بپوشيم در حقيقت رونوشتى است از تاريخ عالم رشيد الدّين - اين جانب نيز پس از مقايسهء قسمت مربوط به تاريخ افرنج در اين دو كتاب ناگزير تصديق مىكنم كه در كتاب بناكتى چيز ديگرى جز مطالب كتاب رشيد الدّين وجود ندارد منتهى آن را به طرز ديگرى ترتيب و كمى تغيير داده‌اند . آنچه كه براستى تازگى دارد فقط ترتيب پاپها و امپراطوران است امّا شرح وقايع كاملا مطابق با كتاب رشيد الدّين است . گواه ديگرى بر صحّت گفتهء ما اينكه هر دو كتاب با ذكر فرمانروايى پاپ بنطكطوس ( بنواى يازدهم 1303 - 1304 ) و قيصر ادالبرطوس ( آلبرت اول 1298 - 1308 ) پايان مىيابد ، ولى بناكتى در كتاب خود براى اينكه چنين وانمود كند كه اخبار عصر خود را نيز نقل كرده است مدّعى شده كه اين دو تن در زمان تأليف كتاب او ( 717 ه مطابق 1317 م ) هنوز فرمانروايى داشته‌اند . رجوع كنيد به مطالبى كه D , ohsson از بناكتى در ص 262 و مابعد كتاب خود موسوم به Des Peuples du Caucase , Paris 1828 آورده است .