رشيد الدين فضل الله همدانى
33
جامع التواريخ ( تاريخ اغوز ) ( فارسى )
گذشته باشيم ، و اين آب و درياى شما [ را ] بنزد لشكر من محلّى نتواند بود و ايشان به آسانى توانند گذشتن . بعضى سالى را اسپ سازند و تازيانه را پاروب كشتى كنند و برانند و ولايت شما را زير و زبر كنند . ايشان چون اين سخن بشنودند ، با اغوز « 1 » گفتند كه اغوز آقا فرمايد تا لشكر باز گردد ، و شحنه تعيين فرمايد تا مال بگزاريم . و اغوز با ايشان گفت هر وقت كه دل شما راست باشد مال بر گردن گيريد ، شحنهاى كه پيش تكفور خان « 2 » گذاشتهام كفاف باشد ، و سال به سال مال به دو مىرسانيد تا او پيش من مىفرستد ، و در هر دو سال يكى از اوروغ « 3 » شما پيش آيد تا من او را تشريف [ دهم ] و باز گردانم . چون اين سخن تمام كرد ، ايشان را بعد از آنكه قاعدهء آن ولايت و مال مقرّر [ كرد ] بازگردانيد ؛ و بار ديگر همچنان كه به وقت آمدن ايشان پيش او لشكر خود بر ايشان عرض مىكرد ، فرمود تا مكرّر گردانند و هيبتى از آن لشكر در دل ايشان نشيند . چون ايلچيان فرنگ عظمت لشكر بديدند و كثرت ايشان را مشاهده كردند ، چون به ولايت خود رسيدند و حال كثرت آن لشكر با پادشاه فرنگ تقرير كردند ، از آن حال عظيم انديشهمند گشت ، و به طوع مال بر خود گرفت و كمر بندگى و مطاوعت بر ميان جان بست ، و مادام كه اغوز بر سرير سلطنت و پادشاهى بود ، و بعد از وى چندان كه پسران و اوروغ او بودند ، مال [ سال به سال ] مىرسانيدند ، و [ با ] هر كه مخالفت مىنمود جنگ مىكردند .
--> ( 1 ) . Oguz ( 2 ) . T . Kfur ( 3 ) . Uruq