رشيد الدين فضل الله همدانى
72
جامع التواريخ ( تاريخ اغوز ) ( فارسى )
و با او جنگ كرد و او را مقهور گردانيد و دو شبانروز بدوانيدند تا تختگاه او ، و با صد سوار لشكر او را بزد و اورجه خان « 1 » را بگرفت و بازگرديد و به لشكر خود پيوست ، و در سرحدّ ولايت ايشان مدّتى اقامت كرد و اورجه خان را پيش آورد و از سخنى كه گفته بود و انديشهاى كه كرده بود از او مىپرسيد . او هيچگونه بدان معترف نمىشد ، و اين سخن كه از او نقل كرده بودند و به سمع تومان خان « 2 » رسيده قبول نمىكرد [ 23 ] ، و بيش از اين در جواب نمىگفت كه موجب جنگ بيش از آن نيست كه تو قصد ديار و ملك ما كردى ، مرا هم واجب شد به مقاومت برخاستن . تومان خان به هيچ وجه عذر او مسموع نمىداشت ، و فرمود تا او را هلاك كردند ، و يك سال در آن موضع بنشست . خاتون او دختر كولاركى خان « 3 » را چون معلوم شد كه او آنجا اقامت خواهد كرد ، عزيمت آن مقام كرد . اتّفاقا در آن وقت حامله بود و وضع حمل نزديك شده . اتفاق افتاد كه در راه از او پسرى در وجود آمد . كولاركى خان را از آن حال خبر دادند بفرستاد و پسر را پيش خود آورد و طوى كرد و آن پسر را قايىياوغو خان « 4 » نام كرد ، و دختر را پيش تومان خان فرستاد و به هم پيوستند . پس از آن اينه خان « 5 » را آواز داد و با او گفت كه دايما پدران شما ايل و مطيع پدران ما بودهاند ، امّا چون پسر تو انديشه كرده بود فرمودم تا او را برداشتند . اكنون اگر چنان كه تو به دل راست با ما عهد مىكنى و برقرار قديم در طاعت ما مىباشى و مال براستى مىرسانى ، من نيز ولايت بر تو مقرّر دارم . چون او مطاوعت نمود و آثار اخلاص در او ظاهر ديد ، آن ولايت را بر او مقرّر داشت ، و با دلدارى بسيار بازگردانيد و به تختگاه باز آمد . به وجود مشاهدهء پسر خود شاديها و خوشدليها نمود ، و مدّتى با
--> ( 1 ) . Urg . h H n ( 2 ) . Tum n - H n ( 3 ) . Kul'Arki - H n ( 4 ) . Q ji Jawqu - H n ( 5 ) . n , h - H n