رشيد الدين فضل الله همدانى

ديباچه 9

جامع التواريخ ( اسماعيليان و فاطميان ) ( فارسى )

يا فارسى خوانده مىشده و از آنها گزين و انتخاب مىگرديده است . گاهى هم با اندك تغييرى عبارات ديگران در اين كتاب مىآمده است . آقاى احمد آتش در ديباچهء چاپ بخش غزنويان نوشته است كه خواجه رشيد در تأليف آن از تاريخ يمينى استفاده نموده است و ميان اين كتاب و تواريخ العالم استاد علامه احمد بن محمد بن محمد بخادى ( نسخهء شمارهء 12935 احمد ثالث در طوپقپوسراى ) مانندگى بسيار است ( بلوشه ، ج 1 ، ص 204 ) . آقاى محدث هم در حاشيهء آثار الوزراء ( ص 292 - 318 ) روشن نمود كه ميان مكاتيب رشيدى ، اثر ديگر خواجه رشيد ، و تاريخ معجم پيوند و ربطى كامل است . اين كار گويا در آن زمان‌ها عيب بزرگى نبوده است و باكى هم نداشته‌اند كه ذكرى هم از مأخذ نكنند . از نام جامع التّواريخ و مجمع التّواريخ هم بر مىآيد كه كتاب مجموعه‌اى است از تواريخ رسمى و متداول وقت و خواجه رشيد و حافظ ابرو مىخواسته‌اند كه اطلاعات تاريخى زمان را يك جا گرد آورند و در دست‌رس مردم بگذارند . گويا از همين روى بود كه دانشمندان از اين كتاب و كارهاى ديگر خواجه رشيد ستايش‌ها كرده‌اند . ابن خلدون مغربى در العبر و ديوان المبتداء و الخبر ( ج 5 ، ص 549 ، چاپ 1284 بولاق ) . در سرگذشت سلطان ابو سعيد مىنويسد : « و بدء امره ( أبى سعيد ) بقتل أبى الطيب رشيد الدوله فضل اللّه بن يحيى الهمدانى المتهم بقتل ابيه فقتله . و كان مقدما فى العلوم و سريا فى الغاية ، و له تاريخ جمع فيه اخبار التتر و انسابهم و قبايلهم و كتبه مشجرا كما فى كتابنا هذا » . بر توضيحات رشيدى خواجه رشيد الدين ، كه پيش ازين از آن ياد كرديم ، 102 تن از دانشمندان زمان او از هر شهر و نژاد كه بودند تقريظها و ستايش‌ها نوشته‌اند و همهء اين‌ها با ديباچه‌اى از خود خواجه به عربى يا به فارسى در آغاز نسخه‌هاى توضيحات رشيدى ( شمارهء 2300 و 2322 احمد ثالث ) ديده مىشود و در جنگى از منشآت سدهء هفتم ، كه در كتاب‌خانهء دانشكدهء ادبيات هست ، اين ستايش‌نامه‌ها آمده است . اين‌ها همه با عربى فصيحى انشا شده و در بيشتر آنها شعرهايى به عربى و فارسى يا لرى در ستايش او گنجانده شده است . بسيارى از آنها تاريخ 706 دارد و نام دانشمندان در آغاز يا انجام يا هر دو آنها آمده است . گذشته از اين‌كه در عنوان هر تقريظى نام دانشمند ستاينده نيز هست . در برخى از آنها در شمار كارهاى نيك خواجه از جامع التّواريخ نيز ياد شده است . چنان‌كه نظام الدين تقى شاه قاسم بن على احمد بن على حسينى در ستايشى كه بر همين توضيحات رشيدى نوشته است دربارهء كتاب جامع التّواريخ مىگويد : « و منها تواريخ اهالى ربع المسكون لا سيما تاريخ المغول الذى كان اخفى من عنقاء مغرب و