رشيد الدين فضل الله همدانى

ديباچه 10

جامع التواريخ ( اسماعيليان و فاطميان ) ( فارسى )

استر من خيال عين بعوضة فى ذهن جندب فاوضح به قبايلهم و شعبهم لولاه لكان بطن ذكرهم و نسبهم . له لفظ يرد العود فيه * له ذهن يمر على الخفايا » « 1 » در تاريخ اولجايتو تأليف ابو القاسم عبد اللّه بن على بن محمد كاشى ( نسخهء شمارهء S . P . 1479 كتاب‌خانهء ملى پاريس گ 36 پ ) چنين آمده است : « و آدينه دهم ( شوال 706 ) دستور ايران ، خواجه رشيد الدين ، كتاب جامع التّواريخ كه تأليف و تصنيف اين بىچاره بود به دست جهودان مردود بر رأى پادشاه عرضه كرد و جايزهء آن پنجاه تومان مال از املاك و ديه و ضياع بستد و هر سال از محصول مستدركات و ريوع ارتفاعات آنجا بيست تومان نقد عفوا صفوا به وى مىرسد و با وجود وعدهء به تصنيف يك درم به مؤلف و مصنف آن نداد كه سعى بليغ و جهد نجيح نموده بود و به سال‌ها جمع كرده بيت : رنج من بردم ولى مخدوم من * آن به نام خويشتن بردار كرد او فراوان نواخت و سيور غاميشى يافت . » دربارهء اين مطلب بايد بررسى شود و پس از سنجيدن كار ابو القاسم كاشى با كار خواجه رشيد مىتوان به سزا در اين‌باره داورى نمود . * * * جامع التّواريخ تاريخ عمومى جهان است و اين بخش از آن ، كه اينك چاپ مىشود ، دربارهء سرگذشت فاطميان مصر و رفيقان 1 صباحى است و شايد بتوان گفت كه از بهترين و سودمندترين بخش‌هاى جامع التّواريخ مىباشد . به خصوص آنچه را علاء الدين عطا ملك جوينى در پايان تاريخ جهانگشا به سال 658 آورده است گزيده و خلاصه‌اى است از تاريخ اين فرقه و گروه ، آن هم آميخته با تعصب و دشنام و تحريفى كه نويسندگان اشعرىمسلك آن روزگار نسبت به تاريخ شيعيان هفت‌امامى ، يا به گفتهء ايشان ملحدان و اباحتيان ، و نسبت به تاريخ شيعيان دوازده امامى ، يا به گفتهء ايشان رافضيان ، روا مىداشته‌اند . آنچه در اين كتاب آمده است پاره‌اى از گفته‌هاى ابن رزام و اخو محسن و انطاكى و باقلانى و

--> ( 1 ) . نسخهء منشآت ، شماره ، 188 ج ، كتاب‌خانهء دانشكدهء ادبيات ، گ 86 پ .