رشيد الدين فضل الله همدانى

62

جامع التواريخ ( اسماعيليان و فاطميان ) ( فارسى )

مغرب عظيم است ، بگرفت . و از خواص آن شهر آن است كه بحر آن جزر و مد دارد . و در اين سال ، كار نزاريه در اصفهان معروف و مشهور شد . و بركيارق به تدارك كار ايشان مشغول گشت و اونر را « 1 » با لشكرى تمام به دفع ايشان نامزد كرد . و شحنهء اصفهان ، بلكابك ، 39 [ را ] « 2 » در حضرت سلطان محمد كارد زدند ، [ 27 ] كشته شد . و هرچه مطيع سلطان محمد بود و مخالف بركيارق همه را بكشتند ، چون سرمز و ارغج و كجمح . مردم را به تهديد و تخويف مىترسانيدند ، چنان‌كه امرا از خوف سطوت ايشان زره زير قبا مىپوشيدند . و فرنگ باز خروج كردند و شهرهاى بسيار بگرفتند ، مانند سروج « 3 » ، كه به حدود جزيره است ، و رها و حيفا ، كه مقارب عكّاست به ساحل ، و اسوف « 4 » . و المستعلى باللّه در صفر سنهء خمس و تسعين و أربع مائة وفات يافت « 5 » . ولايت او هفت سال و سه ماه بود ، و مدت عمر او 28 سال . و اللّه أعلم . ذكر خلافت الآمر بأحكام اللّه ، خليفهء دهم و او ابو على منصور بن مستعلى بن مستنصر بن ظاهر بن حاكم بن عزيز بن معز بن منصور [ بن مهدى ] « 6 » مولد او روز شنبه ، سيزدهم محرم سنهء تسعين و أربع مائة ، بود . و روز وفات پدرش ، در صفر سنهء خمس و تسعين ، بر او بيعت كردند . امرا و وزرا و اركان دولت و عمد مملكت [ و او را « الآمر به احكام اللّه » لقب دادند . و هيچ‌كس را به سن او به خلافت تعيين نكرده‌اند . و پدرش نيز خردسال بود كه خليفه شد ، اما از او بزرگ‌تر . و آمر هنوز تنها بر اسب نمىتوانست نشست ، و افضل مدبّر دولت او شد « 7 » ] .

--> ( 1 ) . ص : اونز ؛ مجمع د : اميرى ؛ در الكامل فى التّاريخ ابن اثير ( سال 492 ) : ذكر عصيان الامير اونر و قتله ، آمده است ؛ در تاريخ وزراى سلجوقيان اقبال « نر » ياد شده است . ( 2 ) . مجمع د : بلكابد ؛ مجمع م : بلكابيك را در حضرت سلطان محمد فداييان كارد زدند و بكشتند - الكامل فى التّاريخ ابن اثير ( سال 493 ) « ذكر عدة حوادث » كه مىنويسد بلكابك سرمز را باطنيان در خانهء محمد در اصفهان در پايان رمضان اين سال بكشتند . نيز ( سال 494 ) « ذكر السبب فى قتل بركيارق الباطية » كه در آن آمده : مثل شحنهء اصبهان سرمز و ارغش و كمش النظاميين ، پس سرمز لقب بلكبك مىباشد و نام كسى ديگر جز او نمىباشد . ( 3 ) . همان‌جا ( سال 494 ) « ذكر ما ملك الفرنج من الشام » . ( 4 ) . ارسموف شهرى است در كرانهء درياى شام ميان قيساريه و يافا . النجوم ( ج 5 ، ص 167 ) : مجمع د : ورجا . . . عكاشه است . ( 5 ) . مجمع م : و المستعلى باللّه را در صفر سنهء خمس و تسعين و اربع مائه كارد زدند وفات يافت ؛ در النجوم ( ج ، 5 ص 153 ) آمده كه مستعلى در روز سه‌شنبه 9 صفر 495 و گويند در 13 صفر در 27 سالگى بمرد و فرمان‌روايى او هفت سال و دو ماه و چند روز بوده است . ( 6 ) . مجمع م . ( 7 ) . مجمع م و د .