رشيد الدين فضل الله همدانى
63
جامع التواريخ ( اسماعيليان و فاطميان ) ( فارسى )
و در [ صفر « 1 » ] سنهء إحدى و خمس مائة ، تميم بن معز بن باديس ، صاحب افريقيه ، وفات يافت . پسرش ، يحيى بن تميم ، قائممقام پدر شد . و در سنهء تسع و خمس مائة ، روز عيد اضحى ، وقت آش خوردن ، به علت فجا ، نماند . پسرش على بن يحيى قائممقام منصب پدر شد . و چون متمكن شد ، لشكر كشيد و چند پاره شهر كه بر پدرش عاصى بودند بگرفت ، چون جبل و سلات و تونس « 2 » . و ميان على بن يحيى و رجار « 3 » ، صاحب صقليه ، قاعدهء مصادقت و موافقت ممهّد بود ، به عداوت مبدل شد و حروب قائم گشت ، و خلقى بسيار از جانبين كشته شدند . و در سال اثنتين و خمس مائة ، فرنگان ، با شوكتى تمام ، از كشتى بيرون آمدند ؛ مقدّم ايشان تنكرى « 4 » فرنگى . الآمر به احكام اللّه افضل را ، كه امير الجيوش بود ، با لشكرى بفرستاد تا ايشان را تار و مار و ترت و مرت كرد . فرنگان درماندند [ و ] صلح طلبيدند « 5 » ؛ اجابت نكردند . فرنگان برفتند و ساحل صيدا را بگرفتند « 6 » . و عسقلان از جهت آمر شمس الخلافه داشت « 7 » ؛ و او بغدوين « 8 » فرنگى را گفت بيا و اين شهر از من بخر . بغدوين « 9 » شهر عسقلان بگرفت . الآمر به احكام اللّه افضل را روانه كرد تا نخست شمس الخلافه را بگرفت و بكشت و فرنگان را منهزم گردانيد و شهر را محافظت نمود . افرنجه حصن اثارب « 10 » بگرفتند . و در سنهء اثنى عشر و خمس مائة ، بغدوين صاحب قدس ، قصد مصر كرد ، در راه نماند « 11 » ؛ وصيت ملك به صاحب رها ، قمص ، كرد . و قمص ولايت شام را نهب كرد و به حدود دمشق رفت و فساد بسيار كرد ؛ و به اذرعات « 12 » برفت و نهب و غارت كرد و خلقى را بكشت . تاج الملك بورى « 13 » بن طوغتكين از شهر بيرون آمد و ، به اتفاق ايل غازى ، « 14 » فرنگان را از ولايت شام دور كرد .
--> ( 1 ) . مجمع م . ( 2 ) . مجمع م : جبل و سلان و بونس ؛ مجمع د : جبل سيلان ؛ الكامل فى التّاريخ ابن اثير ( سال 510 ) ذكر جبل و سلات و تونس . ( 3 ) . ص و زبده : رجان ؛ مجمع د و م : رحان . ( 4 ) . مجمع د ، بكرى ؛ مجمع م : تنكزى . ( 5 ) . مجمع د : و صلح طلبيدند ؛ مجمع م : از روى عجز طلبيدند . ( 6 ) . مجمع م : برفتند بر جانب ساحل و صيدا بگرفتند . ( 7 ) . مجمع د : عسقلان را امير شمس الخلافه داشت ؛ الكامل فى التّاريخ ابن اثير ( سال 504 ) : ذكر كه استيلاء المصريين على عسقلان . ( 8 ) . مجمع د : برحدرين . ( 9 ) . مجمع د ؛ بعد از آن . ( 10 ) . مجمع د : اتارت ؛ مجمع م : اثارت ؛ الكامل فى التّاريخ ابن اثير ( سال 504 ) : ذكر ملك الفرنج حصن الاثارب و غيره . ( 11 ) . ابن اثير مرگ بغدوين را در سال 511 ياد نموده است ( ج 10 ، ص 205 ) . ( 12 ) . مجمع د ؛ مجمع م : تا اذرعات . ( 13 ) . مجمع د : نورى ؛ مجمع م : تاج الملوك بوذى . ( 14 ) . مجمع م : ايلقازى .