رشيد الدين فضل الله همدانى
48
جامع التواريخ ( اسماعيليان و فاطميان ) ( فارسى )
قطعى خواهد شد « 1 » . اگر از آن به سلامت خلاص يابم ، عمرم به هشتاد رسد . و صورت اين حال با والده گفت . مادر بسيار تضرع و زارى كرد كه امشب تردد و حركت مكن ، فايده نداشت . گفت اگر حركت نكنم روحم از قالب دماغ پرواز كند . و او هر شب بر خرى مصرى سوار طواف كردى . برقرار سابق ، با ركابى ، معروف به « قرابى » ، متوجه بركهء مقطّم « 2 » شد . ناگاه ، جماعتى قاصدان از مكمن كمين بيرون آمدند و او را به كارد فروگرفتند و هلاك كردند . و در سنهء إحدى عشرة و أربع مائة [ بيست و هفتم شوّال در شب دوشنبه . ] « 3 » چون او مفقود شد ، بامداد او را نيافتند ، سيدهء شريفه ، خواهرش ، فرمود تا او را در كوه و مغارات بطلبند . و مركوب او يافتند و زين و لگام ؛ بر پى او تا بركه رفتند ، كه شرقى حلوان است « 4 » . رسيدند ؛ جامهء صوف او را ديدند از اثر كارد دريده ، قتل او را يقين كردند . جثهء او را بيافتند ؛ پنهان پيش خواهرش آوردند تا هم در قصر خويش او را دفن كرد . و كسى بر آن سرّ آگاه نشد مگر وزير . يك هفته واقعهء او پنهان مىداشتند . آنگاه ، قاضى ابو العباس حاضر شد و آن راز آشكارا كرد و گفت مدت حكم حاكم منقطع شد ؛ به لقاى حضرت حق پيوست ؛ بعد از اين ، خلافت پسر او راست . مدت خلافتش 25 سال و يك ماه و عمرش 37 سال « 5 » . و السلام . ذكر خلافت الظاهر [ لإعزاز ] « 6 » دين اللّه ، خليفهء هفتم [ او ] ابو الحسن ، على بن حاكم بن عزيز بن معز بن منصور بن قائم بن مهدى علوى . ولادت او به مصر بود ، روز چهارشنبه عاشر ماه رمضان سنهء خمس و تسعين و ثلاث مائة . و روز عيد نحر ، قاضى القضاة ، ابو العباس ، و داعى الدعاة ، مأمون ختكين « 7 » ، و خواص و مقربان بر ظاهر بيعت
--> ( 1 ) . مجمع م : مرا قاطعى به درجهء طالع مىرسد ؛ مجمع د : مرا قطعى هست ؛ النجوم ( ج 4 ، ص 386 ) . ( 2 ) . ص مقتطب ؛ مجمع د و م : مقطب ؛ دستور المنجمين و جوينى : مقطم و نيز - به كتاب الحاكم بامر اللّه ( ص 127 ) و الكامل فى التّاريخ ابن اثير ( سال 411 ) و النجوم ( ج 4 ، ص 190 ) افزوده از مجمع م است . ( 3 ) . افزوده از مجمع م است . ( 4 ) . مجمع م : كه منزل مقطب است . ( 5 ) . مجمع د : عمرش 77 سال ؛ در خطط ( ج 2 ، ص 176 ) آمده كه خلافت او 25 سال و يك ماه بود و عمرش 36 سال و 7 ماه و در شب 27 شوال 411 درگذشت ؛ ابن اثير مىگويد كه عمرش 36 سال و 9 ماه و ولايت او 25 سال و 20 روز بود . در دستور المنجمين آمده كه عمرش 36 سال و 6 ماه و 7 روز و ولايتش 25 سال و يك ماه بوده و در بامداد پنجشنبهء 9 روز مانده از ربيع الثانى سال 375 زاده و در شب دوشنبه 28 شوال 411 درگذشت ؛ داستان اختربينى حاكم و گفتوگوى او با مادرش در النجوم ( ج 4 ، ص 187 ) ديده مىشود . ( 6 ) . ص و مجمع د الظاهر لدين اللّه ؛ مجمع م مانند متن . ( 7 ) . ص : حيكين ( بىنقطه ) ؛ مجمع م و د ندارد ؛ زبده : حيكين ؛ در النجوم ( ج 4 ، ص 205 و 222 ) از ابا منصور ختكين عضدى داعى قائد كه حاكم در سال ششم فرمانروايى خود ( سال 392 ) او را ولايت دمشق داده است و -