رشيد الدين فضل الله همدانى
46
جامع التواريخ ( اسماعيليان و فاطميان ) ( فارسى )
جماعتى فتّانان فضول او را بر خلاف عم تهييج و تحريص دادند . عاقبت عمّش چون بازگشت ، يحيى را بگرفت و محبوس كرد . در زندان بمرد . برادرش ، ادريس ، به قصاص خون برادر و پدر برخاست . مغاربه چون چنان ديدند ، بر امويان ترحم مىفرستادند و از بقاياى ايشان عبد الرحمان بن هشام بن عبد الرحمان ناصر لدين اللّه بياوردند و به جاى او نصب كردند ، و « المستظهر باللّه » لقب دادند . ولايت او يك ماه و هفت روز بود . چون نماند ، عمزادهء پدرش را ، محمد بن عبد الرحمان بن عبيد اللّه « 1 » [ بن ] الناصر ، را به جاى او بداشتند . و لقبش « مستكفى « 2 » » . [ 21 ] اهل قرطبه او را به دارويى مسموم هلاك كردند ؛ باز بر علويان اتفاق كردند و ادريس ، برادر يحيى ، را بنشاندند . چون او نماند ، پسرش ، حسن بن ادريس ، را قائممقام پدر كردند و ملك اندلس متفرق شد . اهل قرطبه بر ابو الحزم ، جهور بن محمد بن جهور اندلسى ، متفق شدند ، كه مردى فاضل كافى داهى بود و در فتنهها خود را پنهان مىداشت . چون امكان فرصت يافت ، وثبهاى كرد و ولايت فروگرفت و به تدبير نيكو معمور كرد ، و نماند . و بعد از او ، اولاد او مدت مديد بماندند . و بر اشبيليه قاضى ابو القاسم محمد بن اسماعيل بن عباد اللخمى ، از اولاد نعمان بن المنذر ، مستولى شد ، و آن را معمور و محفوظ و ميمون مىداشت . و در اين سال ، مؤيد بن هشام بعد از انقطاع ، خود را ظاهر كرد و به مدينهء مريه آمد . ابو القاسم بن عباد او را بگرفت و بكشت و خود متمكن شد . و بعد از ابو القاسم ، پسرش جاى پدر بگرفت . و آن ولايت با ايشان بماند تا ظهور امير المسلمين ، يوسف بن تاشفين « 3 » ، كه به « امير الملثّمين » « 4 » معروف است . و روى مردان پوشيده و روى زنان گشاده . اما سرقسطه به دست منذر بن يحيى تجيبى « 5 » بماند . بعد از او ، به پسرش ، يحيى ، افتاد ؛ و بعد از او ، به سليمان بن احمد . او جملهء امراى منذريان را بگرفت . بعد از او ، احمد معروف به « مقتدر » ؛ بعد از او ، پسرش ، يوسف بن احمد ، معروف به « مؤتمن » ؛ بعد از او ، احمد مشهور به « مستعين باللّه » ؛ بعد از او ، پسرش عبد الملك ؛ بعد از او ، پسرش احمد كه او را « مستنصر » گفتندى . و بر او دولت ايشان ختم شد و در سنهء خمس مائة هلاليه . اما طرطوشه « 6 » ، از بلاد اندلس ، به دست لبيب عامرى افتاد . اما بلنسيه « 7 » در اهتمام ابو الحسن عبد العزيز عامرى آمد ، و مريه مضاف او شد . و اما مملكت سهله به عبود بن
--> ( 1 ) . در نسخهها « عبد اللّه » آمده ولى به گواهى ابن اثير ( سال 407 ) درست نيست . ( 2 ) . نسخهها : مكتفى الكامل فى التّاريخ : مستكفى . ( 3 ) . ص : يوسف بن سفيان ؛ مجمع د ندارد ؛ الكامل فى التّاريخ ( سال 407 ) زير عنوان « ذكر تفرق ممالك الاندلس » . ( 4 ) . ص و مجمع م : المسلمين ؛ مجمع د : الملثمين . ( 5 ) . ص درست خوانده نمىشود ؛ مجمع م و د : حسينى ، الكامل فى التّاريخ ( سال 407 ) : تجيبى . ( 6 ) . ص و مجمع د و م : طرسوسه . ( 7 ) . مجمع د و م : بليسيه .