رشيد الدين فضل الله همدانى
43
جامع التواريخ ( اسماعيليان و فاطميان ) ( فارسى )
مگر چهارده ذراع و چند اصابع . پس ، اسعار به زمين مصر عزيز شد و طاعون آمد و گروهى انبوه هلاك گشتند . و در رجب سنهء ثمان و تسعين و ثلاث مائة ، سيلى عظيم از كوه مصر نزول كرد و برفى عظيم بيامد و از آن خلقى بسيار هلاك شد . حكم حاكم نفاذ يافت كه عيد زيتونهء 29 « 1 » نصارى باطل گردانند ؛ و زيادت در اذان نكنند . و در سال مذكور ، در ماه رجب ، حكم نافذ شد كه غلّات « 2 » كنايس و اوقاف آن را قبض كنند و ابواب كنايس ببندند . و قائد القواد ، حسين بن جوهر ، از نظر تدبير معزول گشت ، و به صالح بن على تفويض رفت و به « ثقة الثقاة » ملقب گشت . و همچنين در اين سال ، نيل تمام برنيامد . و رايحهء نيل متغير شد تا غايتى كه مردم آب از بحر [ جيزه ] « 3 » مىكشيدند . اضطراب مردم در غلا و قحط متزايد گشت و كلاب و مردارها خوردند و وباى عظيم شد تا آخر سال . باز حكم حاكم نافذ شد كه يهود و نصارى غيار بردوزند ؛ و مسلمانان از نصارى در حمام ، به تعليق صليب در رقاب ، و [ از ] يهود ، به جلجل ، متميز باشند . و همچنين به نماز تراويح « 4 » 30 در شبهاى ماه رمضان و نماز چاشت 31 هركه را ارادت باشد و به تربيع و تخميس در تكبير جنايز ، به حسب ارادت و اختيار مردم بود . و فرمان شد كه مذمت و ملامت صحابه بر حيطان جوامع و شوارع و سر راهها به كتابت بنويسند . بعد از آن ، نادم شد و حكم كرد به ضرب هركه شتم ايشان كند ، و اسلاف را هيچ مذمت و ملامت نكنند . و در اين معنى سجلات نافذ شد . و صالح بن على از نيابت معزول گشت و به منصور بن عبدون نصرانى تفويض رفت ؛ و بعد ما كه مسلمان شد ، « به كافى » ملقب گشت و صالح كشته شد . و در اين سال ، كنيسهء عجوز 32 به دمياط منهدم گشت ، و حاكم به جاى آن مشهدى انشا فرمود . و حسين بن جوهر و اولاد و صهر او جمله كشته شدند ، و تدبير امور به احمد بن محمد القسورى افتاد . و بعد از نه روز اقامت ، كشته شد . و مكان او به زرعة بن عيسى بن نسطورس النصرانى تفويض افتاد ؛ و « به شافى » ملقب گشت . ستوده سيرت و نيكواخلاق بود . و در صفر سنهء [ 20 ] ثلاث و اربع مائة متوفا شد . و در سنهء تسع و تسعين و ثلاث مائة ، صالح بن مرادس ، از قبيلهء بنى كلاب ، [ و حسان بن
--> ( 1 ) . ص : انبوته ؛ مجمع د : انبوته ( بىنقطه ) ؛ مجمع م ندارد . ( 2 ) . مجمع د : علامت ؛ مجمع م ندارد . ( 3 ) . ص : بحر جزيره ، د : جزيرهء بحر ، مجمع م ندارد ؛ انطاكى ( ص 281 ) : بحر الجيزة ؛ . ( 4 ) . ص : تراوح ؛ مجمع د : تراويح .