رشيد الدين فضل الله همدانى
44
جامع التواريخ ( اسماعيليان و فاطميان ) ( فارسى )
المفرج بن الجراح ] ، كه فيما بعد والى شام شدند ، قصد رقّه « 1 » كردند و تا رحبه بگرفتند ، آنگاه دمشق ؛ و به حلب متوطن شدند « 2 » . و در محرم سنهء إحدى و أربع مائة ، به تغيير زنانير يهود و نصارى حكم نافذ شد ، و همه سياه پوشند ، و به تحديد شرب نبيذ و عمل آن و تكسير ظروف و دنان و ساير مزامير و ملاهى و خرق و كسر آن . و الحاكم بامر اللّه به شبها در دروب و اسواق طواف كردى و از احوال رعايا استفسار واجب داشتى و عجايز به تفحص احوال زنان مهيا داشتى تا احوال عورات و اهل ستر و عفاف به او انها كردندى . حاكم منادى فرمود كه عورات از خانهها بيرون نيايند و بر بامها نروند و اسكافان موزهء عورات ندوزند ، و در خانهها محبوس باشند ، مگر به شبها به حمام روند . و چون مردم از شراب خوردن منزجر نمىشدند ، فرمود تا بيشتر مويزها از زمينها بركشيدند . « 3 » و هم در اين سال ، خطبهء الحاكم بامر اللّه به موصل و انبار و مداين و كوفه و تمامت ديار بكر و ربيعه كردند . از اين جهت ، احوال عراق مضطرب شد . عميد الجيوش ، نائب بهاء الدولة بن بويه ، به حرب قرواش « 4 » ، كه صاحب جيش شيعه بود ، رفت و قطع خطبهء حاكم در عراق كرد . و ميان ابو نصر بن لؤلؤء و صالح بن مرداس جنگ شد . صالح لؤلؤ را بشكست و بر حلب مستولى شد . از حاكم منشورى به امارت حلب به وى رسيد ؛ فرمان شد كه ياروخ تركى بر ساير جيوش امير الامرا باشد . و او به جانب شام روان شد و در غزّه با مفرج بن جراح ملتقى گشت ؛ ياروخ را بگرفت و بكشت و هر مال كه با ايشان بود بستد . و مفرج بن جراح به رمله رفت و نهب كرد ؛ و از جهت امير مكه ، ابو الفرج حسن بن جعفر ، اقامت دعوت كرد ؛ و او را « امير المؤمنين الراشد لدين اللّه » لقب نهاد و به نام او سكه زد . و اعراب بر شام مستولى شدند و از فرما تا طبريه مالك گشتند و حصون سواحل را مدتى محصور و مردم را محجور داشتند . و استدعا نمود تا ابو الفرج از مكه به استقبال او بيرون آمد ؛ تا مصاحب او در مكه رفت ؛ و به دار الاماره فرو آمدند ؛ و كتابى به امان مردم و افاضت عدل و بذل انشا كرد . عاقبت اعراب بىوفاى پرجفا اموال او را نهب كردند و او برهنه بگريخت . و همچنين الحاكم بامر اللّه ، در جمادى الآخر سنهء اثنتين و أربع مائة ، فرمود كه مغنيان و اصحاب ملاهى را از بلاد نفى كنند . ايشان اظهار توبت و انابت كردند ديگر متعرض ملاهى و مناهى نشوند .
--> ( 1 ) . ص : ورقه ؛ زبده : برقه ؛ الكامل فى التّاريخ ( 9 - 78 ) و مجمع د و م : رقه . ( 2 ) . النجوم ( ج 4 ، ص 248 و 252 ) . ( 3 ) . زبده : بفرمود تا مورزرها ببستند . ( 4 ) . زبده : قراوش ؛ ص : فرواس ؛ مجمع د : قراوس ؛ مجمع م : قرواش .