رشيد الدين فضل الله همدانى

41

جامع التواريخ ( اسماعيليان و فاطميان ) ( فارسى )

قتل آمدند و ابو ركوه 23 با لشكر عرب منهزم شد . فضل بن صالح با ابو قره پيغام داد تا ابو ركوه را به دو فرستد و مالى جزيل بذل كرد ؛ اجابت نكردند [ و بر يكديگر كوفتند . ابو ركوه منهزم و به نوبه گريخت . هذيل امير عرب را در پى او ] به بلاد نوبه فرستاد . و او را هارب در بعضى ديارات دريافت و بند كرده به جانب فضل فرستاد ؛ و فضل او را به حاكم فرستاد [ با غنيمتى تمام . ابو ركوه راكلا ] « 1 » هى سرخ بر سر نهادند ؛ دست و پاى بسته بر شترى كور لنگ نشاندند ؛ و حمدونه‌اى را ، كه دم‌به‌دم او را سيلى و قفا مىزد ، از پس او نشاندند و مطربان مىزدند . و مردم مصر مانند روز عيد شادى مىكردند . خواستند كه او را از شتر « 2 » فرود آورند ، مرده‌اش يافتند . جثهء او را بياويختند . مدت دولت ابو ركوه دو سال بود ، تا غايت سنهء ثمان و تسعين و ثلاث مائة . و فرمان نافذ شد كه درواز [ ه ] هاى مصر به شب بگشايند و ابواب دكان‌ها براى بيع و شرى مفتوح دارند . و وقود قناديل بر در خانه‌ها و كوچه‌هاى مسلوك ، تا خروج و طواف ، در همهء شب‌ها ، متواصل گشت . و حاكم متنكروار ، با خواص خود ، همهء شب‌ها ، در ميان مردم طواف كردى ؛ و خود را چنان ظاهر كردى كه هركه خواستى با او سخن كردى و رفع ظلامه كردى . و در جمادى الاولاى سنهء اثنتين و تسعين و ثلاث مائة ، ميان احداث مصر و قاهره وقعه‌اى افتاد و قرافه و معافر 24 غارت كردند . و در اين ماه ، فهد بن ابراهيم « 3 » كشته شد . و حسين بن جوهر در مديرى و ناظرى امور به يك‌بارگى قرار يافت . و فرمان به مواخذت نصارا نافذ شد . و بعد از يك‌هفته ، اطلاق فرمود و هريك را با سر اعمال خود فرستاد . و در اين سال ، در قاهرهء معزيّه بناى جامع ازهر كرد ؛ و در قصر جامع ، راشده انشا فرمود و مردم را از بيع خمر و نبيذ و شرب آن منع كرد . و اوانى و ظرف‌هاى خمّاران شكسته و خمرها ريخته گشت و مصطبه و واضع فسق و فجور معطل ماند و گشادن روىها در پس جنايز و غير آن به زنان محرّم شد ، و هم‌چنين ، شيون و بكا و عويل و خروج نوايح به طبل و دف و زمر ؛ و زنان مطاربه را از مطربى منع كرد . و در اين سال ، به شهر تنيّس « 4 » ، در ماتم دارابزين 25 خانه بيفتاد و در آن سقطه صد و اند زن بمردند . از آن مصيبتى ظاهر شد ؛ از حضرت ، بر سبيل عزا ، تعزيت‌نامهء ايشان وارد گشت . و در سنهء اربع و تسعين و ثلاث مائة ، حاكم از مصر به مدينهء [ رسول ] معتمدى فرستاد تا در خانهء جعفر صادق ، عليه السلام ، 26 كه از زمان وفات [ او ] تا اكنون مغلوق بود ، باز كردند . و در آنجا

--> ( 1 ) . از روى مجمع م و د افزوده شد . ( 2 ) . ص و مجمع د : او را ؛ مجمع م : او را از شتر . ( 3 ) . مجمع د : مهذب بن ابراهيم . ( 4 ) . مجمع م : سيس ، مجمع د : ستن .