رشيد الدين فضل الله همدانى

37

جامع التواريخ ( اسماعيليان و فاطميان ) ( فارسى )

مالى بىقياس از آنجا بيرون آورد . اولا [ د ز ] يرى بن عطيهء زناتى بر « فاس » مستولى شدند و ابو يوسف را بخواندند . در راه به علت قولنج نماند . ولىعهد او پسر مهين منصور بود . او را در سنهء ثلاث و سبعين و ثلاث مائة ، به مدينهء اشير به جاى پدر بنشاندند . و عزيز مصر منشاى 21 يهودى را از دمشق معزول كرد و بكجور را ، كه مردى ظالم بود ، به جاى او فرستادند . و سببش آن بود كه عزيز دمشق را به منشاى يهودى داده بود و مصر به عيسى بن نسطور نصرانى ؛ و ايشان ، از راه اعتقاد ، بر ارباب اسلام ظلم و تعدى مىنمودند ؛ كه عورتى رقعه به عزيز فرستاد و نمود كه يا امير المؤمنين ، بالذى أعز اليهود به منشا بن لسام و النصارى به عيسى بن نسطور « 1 » و أذل المسلمين بك ، ألا نظرت فى حالى . عزيز از آن رقعه متأثر شد و هر دو را معزول كرد و از نصرانى سيصد هزار دينار مغربى بستد و رد مظالم او كرد و با يهودى همين معامله تقديم داشت . و چندگاه مؤن « 2 » بر يهود و نصارا انداخت . و به سبب ظلم ، بكجور را از دمشق معزول كرد . و هم در اين سال ، شخصى ابو الفرج كنيت ، از بن مجهولى و فضولى ، خروج كرد و گفت از اولاد قائم علوىام . كتامه بسيار بر او جمع شدند و او خطبه و سكه به نام خود كرد ؛ و خواست تا افريقيه را بگيرد . ميان او و منصور بن يوسف جنگ‌ها افتاد . عاقبت ، ابو الفرج گريخته در غارى رفت . [ 17 ] او را گرفته پيش منصور آوردند ، تا كشته شد . و بكجور نيز در [ سنهء ست ] « 3 » و ثمانين و ثلاث مائة ، كشته شد ، به سبب ظلم و عدوان . و قائد جوهر هم وفات يافت . و وفات العزيز باللّه در رمضان سنهء ست و ثمانين و [ ثلاث مائة ] « 4 » بود ، كه در عين شمس متوفا شد . و اللّه أعلم و أحكم و أكرم .

--> - فرانسه از بخشى از آن ) از شهرهاى افريقيه « قسطنطينه » به شمار آمده و از آن همان « قسطنطنيه » ( Constantine ) بايد خواسته شده باشد . قزوينى در حاشيهء جهانگشا ( ص 375 حاشيه 1 ) از « قسطنطنيه » ياد نمود . ابن اثير ( در سال 365 ) از « كسنته » ياد كرد و اينجا هم گرفته از همان جا است . ( 1 ) . عزيز چون زنى ترسا گرفته بود با ترسايان مهربان بوده و آنها را به وزارت و كارهاى بزرگ گمارده است از آنها بودند يعقوب بن كلس كه دوازده سال و دو ماه وزارت كرد و عيسى بن نسطورس ( المصرفى العصور الوسطى ص 108 ) ؛ در تاريخ انطاكى ( ص 186 ) نيز چنين چيزى آمده است . ( 2 ) . مجمع د : خون ، ص و مجمع م : مؤن . ( 3 ) . ص سفيد است ؛ مجمع د و م : سنهء ست ؛ در تواريخ آمده كه او در 381 كشته شده است . ( 4 ) . از روى مجمع د و م افزوده شد .