رشيد الدين فضل الله همدانى
12
جامع التواريخ ( اسماعيليان و فاطميان ) ( فارسى )
كند و برود . او را نگذاشتند گفتند در صحبت ما به جانب مغرب اقدام نمايى ! و از رؤساى كتامه در مكه ، شخصى بود حريث جميلىنام ؛ و يكى ديگر موسى بن مكاد « 1 » . ابو عبد اللّه با ايشان برفت . چون او مردى عاقل عالم بود و از جملهء علوم آسمانى با خبر و عالم به اختلاف مذاهب متفرقه ، اظهار زهد و طاعت و عبادت كرد و زبان مغاربه و برابره نيكو مىدانست ، تا به احوال بلاد و عباد مغاربه به كلى و جزوى واقف و مطلع شد . آنگاه پرسيد كه شما طاعت واليان خود چگونه نگاه مىداريد ؟ گفتند ما مطاع و منقاد او نيستيم ؛ ميان ما و او ده « 2 » روزه راه بعد مسافت است . پرسيد كه شما در جنگ و صلح چگونه باشيد ؟ گفتند اين صنعت ماست . و همچنان متعرف حال ايشان بود ، تا به شهر مصر « 3 » رسيد ، خواست كه ايشان را وداع كند ، گفت اينجا مقيم خواهم بود تا مردم را حسبة للّه تعليم كنم تا ثواب يابم . گفتند بارى ، پيش ما باش « 4 » تا حقوق تو را بشناسم و به خدمت تو ايستادگى نماييم . بدان راضى شد و با ايشان برفت . چون به حدود ولايت خود رسيدند ، جماعتى از اصحاب و احباب به استقبال ايشان اقدام نمودند . ايشان حال ابو عبد اللّه با كسان خود تقرير كردند و او را با اعزاز و اكرام تمام به قريهء صنهاجه فرود آوردند و بر اطاعت و عبادت او به كوهستان فج الأخيار « 5 » ، كه موضعى نزه و هوايى خوش بود ، براى او در جوار خود اختيار كردند . او گفت پيش ما چنان مقرر است كه مهدى را هجرت در فج اخيار باشد و شما كه اهل كتامهايد كار خود پوشيده و پنهان مىبايد داشت . و در آن كوهستان ايشان را به سخنان رنگين و گفتار چرب و شيرين مىفريفت . برابره نيز جمعى مسخر و مطيع او شدند . و اظهار حال مهدى نمىكرد و به « ابو عبد اللّه مشرقى » آنجا معروف و مشهور شد . خبر جمعيت او به امير افريقيه ، ابراهيم بن احمد اغلب ، رسيد . پيش عامل مدينهء ، ميله ، فرستاد و گفت ببين تا اين مرد كه در جوار تو است كيست ؟ او گفت مردى درويش است خشن پوش و طاعت و عبادت مىكند و مردم را به خيرات و اصطناعات و امر معروف و نهى منكر دعوت مىكند . ابو عبد اللّه مشرقى چون از قصد خصم ايمن شد ، گفت من در آن زمين كه حلوانى و ابو سفيان شخم زدند تخم خواهم انداخت . ايشان شادمان شدند و در درجه و مرتبهء او افزودند .
--> ( 1 ) . ص : حريث جبلى نام . . . موسى بن مكاره ؛ مجمع د : شخصى بود جبلى نام و ديگر موسى بن مكاره . ( 2 ) . ص و مجمع د : دو روزه ؛ متن از روى كتب معتبره الكامل فى التّاريخ ابن اثير و اتعاظ تصحيح شد ؛ مقريزى در اتعاظ ( ص 75 ) چنين مىنويسد : فقالوا : ما له علينا طاعة و بيننا و بينه عشرة ايام . ( 3 ) . ص : بصره ؛ مجمع د : مصر ( 4 ) . ص : با ؛ مجمع د : باش ؛ ل : آى . ( 5 ) . در ص روشن نيست ؛ مجمع د : فج الاخبار ؛ متن از روى الكامل فى التّاريخ ابن اثير ج 8 ، ص 10 ) و اتعاظ الحنفا ( ص 76 ) تصحيح شد .