رشيد الدين فضل الله همدانى
121
جامع التواريخ ( اسماعيليان و فاطميان ) ( فارسى )
شيعى كردند و هم بر سر مذهب خويش مىبودند . تا چون مولانا على ، عليه السلام ، انتقال كرد ، كار حسن و حسين با امت « 1 » جدشان بر آن جمله بود كه معروف است . و محمد بن حنفيه باقى بود ، گفتند او امام است و بعد از او ابو مسلم . و گفتند پس از او ، او را دخترزادهاى بود ، گهر نام « 2 » ، او امام بود ، به روم شد . غرض آنكه هرگاه كه اين ملعونان ديدهاند كه اهل ملتى و مذهبى را غلبه و شوكت است ، تظاهر آن مذهب كردهاند « 3 » و مذهب خويش پوشيده داشته ، إلى يومنا هذا . اين پارسيان چون ديدند كه اسماعيليان را ظهورى و قوّتى « 4 » هست ، بر عادت آباى خويش ، گفتند كه اين مذهب حق است ما قبول كرديم . سيّدنا دهخدا كيخسرو را فرمود كه مذهب اسماعيليان بر اين جماعت عرض كن . به حكم آنكه « 5 » او پيشتر آن مذهب داشته بود ، پارسيان را در او حسن الظنى بود . دهخدا در محرم سنهء ثلاث عشرة و خمس مائة ، فرمان يافت . پسرانش ، ابو العلاء و يوسف قائممقام او شدند و در طلب مال و جاه اعتقاد خويش فراموش كردند تا حكم اين آيت در شأن ايشان درست شد كه « وَ إِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثاقَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ لَتُبَيِّنُنَّهُ لِلنَّاسِ وَ لا تَكْتُمُونَهُ فَنَبَذُوهُ وَراءَ ظُهُورِهِمْ وَ اشْتَرَوْا بِهِ ثَمَناً قَلِيلًا فَبِئْسَ ما يَشْتَرُونَ » . و ايشان حكم قايدى را مخالفت دعوت سيّدنا كردند . و سيّدنا به تصريح و تعريض ايشان را نصايح مبذول داشت و گفت اين حديث مصطفى ، صلى اللّه عليه و سلم ، ياد دار كه ما ذئبان ضارّيا [ ن ] 103 فى زريبة غنم غاب عنها و رعاؤها أحدهما فى أولها و الآخر فى آخرها بأسرع فسادا فيها من حب المال و الشرف فى دين المرء المسلم « 6 » . گفت : مىخواهم كه شما درويش باشيد . و در ايشان اثر نكرد . و چون سيّدنا انتقال كرد ، جولاههاى ، بديل نام به آذربايجان پارسيان را دعوت كرد و گفت حق خود با پارسيان است و اسماعيليه مردمى ظاهرىاند ؛ و باطن اين است كه ابو العلا و يوسف به جاى محمد و علىاند و محمد و على و سلمان هر سه الهاند : وقتى در يك شخص ظهور كنند و گاهى به دو و گاهى به سه . و ناموس شريعت براى ظاهريان است ؛ و حلال و حرام خود وجود
--> ( 1 ) . مجمع د : به امامت ( 2 ) . مجمع د : مطهر ( 3 ) . مجمع د : شكوه است به ظاهر آن مذهب گرفتهاند ( 4 ) . مجمع د : شوكتى ( 5 ) . نسخهها : از ( 6 ) . در حيات الحيوان دميرى در لغت ذئب اين حديث آمده است : و روى ابن ماجه و البيهقى عن كعب بن مالك ، و قال : حديث صحيح حسن ، ان النبى صلى اللّه عليه و سلم ، قال ما ذئبآن جائعان ارسلا فى زريبة غنم بافسد لها من حرص الرجل على المال و الشرف لدينه .