رشيد الدين فضل الله همدانى

84

جامع التواريخ ( اسماعيليان و فاطميان ) ( فارسى )

عقل مجرد كافى نيست و در هر دور امامى بايد كه مردم به تعليم او متعلّم و متدين باشند . و چند كلمهء موجز را ملواح « 1 » الزام خلق ساخت . و دقيق « 2 » ترين آن الفاظ او را معانى « 3 » يكى آن است كه از معترضات « 4 » مذهب خويش ترديد « 5 » كرده است كه در معرفت خرد بس يا نه‌بس « 6 » ؛ اعنى ، اگر خرد كافى است ، هركه خردى دارد معترض را بر او انكار نمىرسد . و اگر معترض مىگويد خرد و نظر عقل كافى نيست ، هر آينه به معلمى احتياج باشد . [ و او را مطلوب اثبات اين است ] « 7 » . و آنچه گفت خرد بس است يا نه‌بس ، مذهب او مطلوبش اثبات است « 8 » . و تحقيق اين سخن آن است كه تعليم با خرد به هم واجب است ؛ و مذهب خصم آن است و « 9 » تعليم با خرد به هم واجب نيست . و چون واجب نباشد « 10 » ، شايد كه تعليم جايز باشد و خرد معين باشد بر نظر ؛ و شايد كه جايز نباشد و خرد تنها بايد ، و الّا خداشناسى حاصل نباشد . و اين دو قسم است . و او به ابطال قسم دوم تعرض نرسانيد . و مذهب جمهور و اهل عالم « 11 » اين است كه وجود خرد مجرد كافى نيست ؛ استعمال خرد بر وجهى مخصوص شرط است و تعليم و هدايت معين است ، يعنى عقلا را ؛ و بعضى [ را ] به آن حاجت نه ، هرچند اگر باشد مانع نبود . و [ هم‌چنين ] گفته كه پيغامبر ، صلى اللّه عليه و سلم ، فرمود : إنى أمرت أن أقاتل الناس حتى يقولوا لا إله إلّا اللّه ؛ يعن ، لا إله إلا اللّه فرامىبايد گرفت و اين تعليم است « 12 » . فى الجمله ، سيّدنا به اين قياسات ضعيف و براهين واهى مردم را دعوت مىكرد ، و در استخلاص نواحى الموت و مواضعى كه مقارب آن حدود است مبالغت مىنمود . هر موضعى

--> - جوينى : بعضى احتياج است . در دبستان المذهب ( ذكر اسماعيليه ) آمده : زيرا كه مفتى چون به قولى فتوا دهد يا قول او باشد يا غير او هم‌چنين چون اعتقاد كند يا از نفس خويش مبدأ آن اعتقاد رسوخ پذيرد يا غير . اين سخن ترجمهء گفتار شهرستانى است كه مىنويسد : فان الانسان اذا فتى بفتوى و قال قولا فاما ان يقول من نفسه او من غيره و كذلك اذا اعتقد عقيدة فاما ان يعتقده من نفسه او من غيره الملل و النحل ، الباطنة ( چاپ 1368 ج 1 ، ص 341 ) . پس نسخهء ملك درست خواهد بود ؛ چه ، اختيار در برابر تقليد است چنان‌كه گويند : اختار هذا القول . ( 1 ) . مجمع م و د : و چند كلمهء مزخرف را يلواح ؛ جهانگشاى جوينى : و كلمهء چند موجز را يلواح حايل خديعت خود ساخت . ( 2 ) . مجمع م : و از دقيق ( 3 ) . مجمع د : معنى ؛ مجمع م : الفاظ او يكى . ( 4 ) . جهانگشاى جوينى : معترضان . ( 5 ) . مجمع د : بيرون . ( 6 ) . مجمع د و م : معرفت خداى تعالى خرد بس است يا نه . ( 7 ) . مجمع م . ( 8 ) . مجمع م « و آنچه . . . است » را ندارد . ( 9 ) . مجمع د و جهانگشاى جوينى : كه . ( 10 ) . مجمع د : باشد . ( 11 ) . مجلهء آسيايى : علم . ( 12 ) . تا اينجا در مجلهء آسيايى آمده است .