رشيد الدين فضل الله همدانى
16
جامع التواريخ ( اسماعيليان ) ( فارسى )
اشارت به مثل اين صورت بود . و بر جمله آن مذهب و مقالت در اكثر بلاد شرق و غرب اسلام فاش گشت بعضى پوشيده و بعضى آشكارا پديد آمدند . و همه را بر آن اتّفاق كه روزگار از امامى خالى نباشد ، كه خداى را به وى توان شناخت ، و بىمعرفت او خداىشناس و عارف نتوان بود . و پيغمبران در هرروزگار به او اشارت كردهاند . و شرع را ظاهرى و باطنى است . اصل باطن است مانند جواهر معدنى كه در باطن سنگ تيره تعبيه است ، و لؤلؤ در اصداف قعر بحر ، و روح آدمى كه در جسم تيره پنهانست . و در اين معنى احتجاج كردند بقوله تعالى : لَهُ بابٌ باطِنُهُ فِيهِ الرَّحْمَةُ وَ ظاهِرُهُ مِنْ قِبَلِهِ الْعَذابُ « * » [ و قوله تعالى ] وَ لَيْسَ الْبِرُّ بِأَنْ تَأْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ ظُهُورِها وَ لكِنَّ الْبِرَّ مَنِ اتَّقى وَ أْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ أَبْوابِها « * * » . يعنى نكوكارى نه آن است كه به ظاهر مشغول شويد چنان كه عوام شدهاند ، بلكه بپرهيزيد [ كه ] خرسندى ظاهر نمودن به دين سبب مقالت باشد [ و ] خارج مقالت اصحاب مذاهب شمردند . تا به روزگار معتمد خليفه در سنهء ثمان و سبعين و مأتين كه حمدان [ 5 ] قرمطى ظاهر شد ، و در سواد كوفه با گروهى انبوه خروج كرد ، و در بلاد عراق و شام و باديه فتنهها انگيخت ، و فسادها كردند ، كه بر سواحل بحرين مستولى شدند ، و به مكّه رفتند و حجر اسود را از جاى خود برگرفتند ، و به دوپاره كردند ، و با خود به ساحل آوردند ، و مدّت بيست [ و ] پنج سال در تصرّف [ و ] اهتمام ايشان بود . و ملوك اسلام خواستند كه آن را به صد هزار دينار بازخرند ، قبول نكردند . و بعد از انقضاى مدّت مذكور در جامع كوفه بينداختند ، و خطى نوشتند و با آن بنهادند كه ما اين سنگ به فرمان برده بوديم اكنون هم به فرمان بازآورديم . و اهل اسلام حجر الاسود را با مكّه
--> ( * ) . سورهء حديد ( 57 ) . آيهء 13 . ( * * ) . سورهء بقره ( 2 ) . آيهء 189 .