رشيد الدين فضل الله همدانى
8
جامع التواريخ ( اسماعيليان ) ( فارسى )
متّصل بود از حدود نيمروز . دوم جانب جنوب ، مبدأ آن از عراق و بابل و كوفه تا اقصاى حجاز و بوادى زمين يمن و آنچه مجاور آنست . جانب سوم ، از بدايت دياربكر و ديار ربيعه و شام تا غايت مغرب . جانب چهارم ، از ساحل درياى مشرق بصره و عمّان و بحرين تا سند و هند و نهايت صين و آنچه بدان پيوسته است . و به هرجهتى و ناحيتى ، داعيان خوشلهجهء نيكو عبارت مليح بلاغت شيرين فصاحت خردمند بيدار هشيار نصب كردند ؛ و فصول عهود و مواثيق ، مفاوضه و تلقين [ كردند و فرمود ] ، تا در صيانت نفس و طهارت بدن و پاكدامنى و خوشخلقى و چربزبانى و نيكوعشرتى ، يد بيضا و دم مسيحا نمايند ، و بيان سخنها و تلقين كلام مناسب ، موافق مدعوّ [ مرغوب ] تقرير كنند . از دعات به جانب عراق زيد اهوازى [ را ] فرستادند ، و به بحرين و بلاد يمن ابو سعيد الجنّابى ، و او به شهر قطيف اقامت نمود ، و ابو زكرياى اصفهانى را از قبيلهء بنى كلاب در دعوت آورد ، و به مساعدت و مرافدت ايشان [ شهر ] هجر و لحساء و تمامت بلاد سواحل عمّان و بحرين بصره بگرفت ؛ و او معاصر خليفه معتضد عبّاسى بود . و در اوّل سنهء ستّ و ثمانين و مأتين داعيان را به زمين عراق فرستاد [ چون ] معتضد درگذشت ، كار جنّابى بالا گرفت ، و عاقبت در شهور سنهء احدى و ثلث مايه در حمّام به قتل آمد . ابو طاهر پسرش قايممقام او شد . و به زمان جعفر صادق عليه السّلام ابو الخطّاب دعوى الهيّت جعفر كرد . صادق در حق او فرمود : « ملعون هو و اصحابه » . و از جمله داعيان ، يكى ميمون قدّاح بود ؛ و پسرش عبد اللّه بن ميمون كه ايشان را از علماء و اكابر آن طايفه شمرند . و از راويان اخبار و ناقلان آثار مروى است كه جعفر صادق را عليه السّلام