بايزيد بيات
6
تذكره همايون و اكبر ( فارسى )
خواجه جلال الدين محمود اوبهى « 1 » شيخ يوسف جولى « 2 » محمد على المحتسب بابا دوست بخشى « 3 » شيخ نطر تركستانى ابراهيم ايشك آغه سامى طوق بيگى بابا دوست قوربيگى مهتر يوسف خزينهدار حسن على ايشك آغه « 4 » شاه ولى بكاول على دوست يساول على محمد قندوزى مهتر و اصل « 5 »
--> - عراق بالتزام ركاب سلطانى مشمول عاطفت و الا بود - در سنه نهصد و هشتاد و سه ( 983 ) هجرى سفر گزين ملك نيستى شد - در اكبرنامه صفحه 223 نوشته كه از خدمتگاران قديم اين درگاه بود * ( 1 ) خواجه جلال الدين محمود اوبهى در ابتدا نوكر ميرزا عسكرى بود و حسب طلب همايون پادشاه بملازمت آمد - جنت آشيانى مير سامانىء سركار خود به او مفوّض فرمود - در سال سيوم جلوس اكبر شاهى خواجه را با برادر خرد او جلال الدين مسعود بيگناه به حكم منعم خان كشتند - عرش آشيانى از استماع اين قضيه خروش باطنى نمود چون هنوز پردهء بىاختيارى برنداشته بود مكافات آن را بمنتقم حقيقى حواله فرمود - مآثر الامرا جلد اول صفحات 618 - 615 * ( 2 ) در اكبرنامه جلد اول صفحه 223 مرقوم است - « ديگر شيخ يوسف چولى است كه خود را از اولاد شيخ احمد يسوى مىگفت - مردى وارسته پسنديده اخلاق بود » شيخ احمد يسوى صاحب آيات و كرامات جليله و مقامات رفيعه بودهاند وفات ايشان در سال پانصد و شصت و دو ( 562 ) هجرى در يسى بوده رحمة اللّه عليه و يسى شهريست مشهور از بلاد تركستان - سفينة الاوليا مطبوع آگره سنه 1853 ع صفحه 128 و خزينة الاصفياء جلد اول صفحه 531 * ( 3 ) در اكبرنامه جلد اول صفحه 222 نوشته - بابا دوست بخشى بعلم سياق ممتاز و بحسن كفايت موصوف بود - و پيوسته باشتغال مهمات ديوانى صنوف كاردانى بظهور مىآورد * ( 4 ) حسن على ايشك آقا در شجاعت و جلادت امتياز داشت و خدمات پسنديده كرده بود - در عراق ماند چون كابل مستقر سرير سلطنت شد بآستانبوسى فايز گشت - ملخصا از اكبرنامه جلد اول صفحه 223 - ايضا ببينيد ترجمه اكبرنامه از بيورج جلد اول صفحه 449 نو ؟ سوم * ( 5 ) در اكبرنامه جلد اول صفحه 224 نوشته - و از بندگان خدمتگار و غلامان وفادار . . . . مهتر وكيله خزانچى و مهتر و اصل بودند *