عبد المحمد آيتى

45

تحرير تاريخ وصاف ( فارسى )

چون نوبت خانيت به قاآن عادل قبلا « 1 » رسيد و حركات آريغ « 2 » و تمرد آلغو « 3 » سبقت گرفته بود ، حكم فرمود تا لشكرى گران تا كنار آب آمويه درآيند و همهء شاهزادگانى را كه در آن حوالى هرچند گاه سر به شورش و عصيان برمىدارند از ميان بردارد تا رسولان قاآنى بتوانند بدون مانع نزد شاهزاده هلاكو رفت‌وآمد كنند . چون قيدو خبر يافت در صدد مقابله برآمد و بدين حجت متمسك شد كه پادشاه جهانگشاى چنگيز خان در ياساى خود تاكيد كرده است كه تا از نسل اوكتاى « 4 » طفلى شيرخواره زنده باشد او درخور تاج و رايت شاهى باشد . [ 67 ] پس گروهى زير رايت او گرد آمدند و او بر حدود تلاس و گنجك و اترار و كاشغر و بلاد ماوراء النهر استيلا يافت . مغول به سپاه او مثل مىزدند و مىگفتند هر پادشاه را كه لشكرى متفق و دلاور چون لشكر قيدو و عدل و سياستى چون قبلا و اسبان راهوارى چون اسبان قفچاق بود سلطنت او زوال نپذيرد . سالها ميان او و لشكر قبلا قاآن زد و خورد پيوست و چند نوبت لشكر قبلا از راهى دور كه مدت شش ماه طى آن به طول مىانجاميد به سوى او روان شد . چنان كه لشكر قاآن در بيابان ارزن پاشيد و آن در اثر باران و آفتاب پرورش يافت و چارپايان را از آن علوفه دادند ولى با وجود تحمل چندين مشقات روز نبرد شكسته شد و پاى بگريز نهاد . يك نوبت لمغان « 5 » پسر قبلا در سال 661 شخصا لشكر آورد . قيدو او را دستگير كرد و با وجود قدرتى كه داشت او را نكشت و پيش منكو تيمور به قفچاق فرستاد . قبلا از اين حالت منزجر و پريشان شد و منكو تيمور ، او را به سلامت و با آيينى لايق نزد پدر فرستاد و او را وسيلهء تقرب خود ساخت . بارى در نبردها پيوسته پيروزى نصيب قيدو بود و هر بار كه به پيروزى تازه‌اى مىرسيد ، نواحى تازه‌اى را به تصرف درمىآورد ، چنان‌كه تا سرحد خان‌باليغ پيش رفت ولى در اين جنگ‌ها هرگز او ابتدا ننمود بلكه پيوسته به دفاع برخاست .

--> ( 1 ) - قبلاى بن تولى خان بن چنگيز . ( 2 ) - اريغ بوكا بن تولى بن چنگيز خان . ( 3 ) - آلغو بن بايدار بن جغتاى . ( 4 ) - اوكتاى بن چنگيز خان . ( 5 ) - چ : لمعان . و شايد نوموغان باشد كه لمغان شده است . ر ك . جامع التواريخ ج 1 . ص 613