عبد المحمد آيتى

33

تحرير تاريخ وصاف ( فارسى )

استخلاص حلب و تتميم ذكر شاميان به دستور ايلخان شاهزاده يشمت « 1 » با لشكرى گران به قصد حلب و تخريب ميافارقين در حركت آمد . ايلخان از ملك كامل « 2 » كه سلطنت ميافارقين داشت سخت در خشم بود و علت آن خشم آن‌كه هنگام واقعهء بغداد مستعصم از ملك كامل استمداد كرده بود و او نيز لشكرى آراسته بود و به مدد خليفه فرستاده بود ولى در بشاريه خبر مرگ مستعصم شنيدند و از همان‌جا بازگشتند . ملك كامل وقتى خبر وصول شاهزاده شنيد با خزائن و حواشى به قلعهء انكليك و يمانيه پناه برد ، اما ساير نواحى كه در مسير لشكر مغول بود از قتل و خرابى و غارت صدمه بسيار ديد . مغولان از آن حدود عازم حلب شدند و بر گرد شهر فرود آمدند . اهل شهر به نبرد برخاستند و پس از چند روز كه كوششها به نتيجه نرسيد شهر گشوده شد و مغولان به شهر درآمدند و چنان‌كه رسم ايشان است به قتل و غارت و اسير ساختن پرداختند . زنان پرده‌نشين مسلمان سرگشاده مجبور بودند از پى آن عفريتان سركش به بزمها روند و تن به هزار خوارى و فضيحت دهند . « 3 » بارى چندان غنيمت يافتند از دينار و جواهر و جامه‌ها و ساير نفايس كه به حساب نگنجيد [ 47 ] خزانه‌اى پر از زروسيم و جواهر از آن پادشاه به دست افتاد . شاهزاده فرمود آن را گردآوردند تا به حضرت پدر عرضه داد . وقتى كار قتل و غارت به پايان رسيد شاهزاده نزد پدر بازگشت و آنچه را به غنيمت گرفته بود تقديم او نمود و مقامى ارجمند يافت . تا زمان سلطان احمد بقاياى آن غنائم موجود بود . چنان‌كه ارغون مرواريدى كه وزن آن دو مثقال و چهار دانك بود بر كلاه خود نشانده بود . اين مرواريد از خزانهء حلب به دست افتاده بود . اما از طرف ديگر چون كيدبوقا با لشكر روى آورد شاميان سخت به وحشت افتادند . دمشقيان خبر قتل و غارت مغول فراوان شنيده بودند به اشارت ملك ناصر « 3 » اكثر ساكنان

--> ( 1 ) - يشمت بن هلاكو خان بن تولى بن چنگيز خان . ( 2 ) - الملك الكامل ( الثانى ) ناصر الدين محمد . ( 3 ) - الملك الناصر ( الثّانى ) صلاح الدين يوسف .