عبد المحمد آيتى
34
تحرير تاريخ وصاف ( فارسى )
آن اقطار از امراء و لشكرى و ارباب تمول عازم حدود مصر شدند و به وادى رمل كه ميان شام و نيل فاصلهاى است پناه جستند . اين ملك ناصر نبيرهء ملك اشرف بود كه رباعيات او در وزنهاى پارسى بسيار دلچسب افتاده است . دمشقيان چون در خود ياراى مقاومت نديدند ، مشايخ و معارف ايشان قرآن به دست بيرون آمدند و با پيشكش كردن هدايا و تحف مراسم انقياد بجا آوردند و شهر را تسليم كردند . كيدبوقا با لشكر وارد شهر شد و خزائن و قلعه را در تصرف گرفت پس از هفت ماه كه آن حوالى در قبضهء اقتدار او بود ، سلطان مظفر « 1 » كه در آن حال در قاهره مقر داشت به قصد او با دوازده هزار سوار [ 48 ] حركت كرد . كيدبوقا كه از اين واقعه خبر يافت خزينهء موجود با زن و فرزند به قلعهء دمشق فرستاد و خود با لشكر به مقابله شتافت و در سرحد بيابان نزول كرد . مصريان چنان قرار دادند كه ماوراى رمل دو روز راه بروند و بغتة برگردند و از جامههاى سفيد بر آئين لشكر تتار بيرقها آشكار گردانند و چون اين نشانه ظاهر شود ، شاميان نيز از مكانهاى خود بيرون آيند و از دو سو سپاه مغول را نابود سازند . مغولان فارغ از هرگونه حادثهاى در چادرهاى خود سرگرم ناى و نوش بودند كه از دور بيرقهاى سفيد نمودار شد پنداشتند لشكرى به مدد ايشان آمده است ناگاه در محاصرهء دشمن افتادند . ساغرها بر زمين مىافكندند و سلاح بر تن راست مىكردند و روى به جنگ مىآوردند ولى كارى از پيش نبردند . شكست در سپاه مغول افتاد . همه كشته شدند و فقط گروه معدودى توانستند بگريزند و اين خبر به هلاكو رسانند . [ 49 ] پس ملك مظفر فرمود تا خزائن و زن و فرزند كيدبوقا بگرفتند و همه نگهبانان قلعه را فروافكندند و كشتند . از اين پس تمام نواحى شام در تصرف ملك مظفر درآمد .
--> ( 1 ) - مراد ، المظفر سيف الدين قطز است .