عبد المحمد آيتى
360
تحرير تاريخ وصاف ( فارسى )
يعنى حصهاى از خراج زمين و تمغا يا ديگر مالياتهاى يك موضع به مأموران كشورى يا افراد روحانى . ارباب : مالك زمين . ارتاق : بازرگان و شريك در تجارت . ( جهانگشاى قزوينى ج 1 ص 165 . حاشيه ) كسى كه با پول ايلخان براى او تجارت مىكرده است . ارتفاع : حق انتفاع . محصول زراعتى . جمعآورى محصول . ( مالك و زارع ص 752 ) اردو : مغول به عادت عموم بدويان در زير چادرها منزل مىكردند و مقام خود را در ييلاق يا قشلاق به زبان مغولى يورت يا اردو مىگفتند . ( تاريخ مغول اقبال ص 83 ) اروغ : مجموع فرزندان و اقربا و كسانى كه از تيرهء يك خان يا شاهزادهء مغولى بوده باشند . ( تاريخ مغول اقبال ص 85 ) اصل : مبلغى كه ابتداء براى خراج معين مىكردهاند . اغروق : قسمت بنهء سنگين و چادرهاى غلامان و اطفال و زنان كه در مواقع مطمئن مقدارى جلوتر و در مواقع خطر از عقب حركت مىدادند . ( تاريخ مغول اقبال ص 91 ) اغول : پسر و شاهزاده . اقطاع : ( ج اقطاعات ) قطعهاى از زمين خراج كه به لشكريان مىدادند و غلهء آن معاش آنانرا تأمين مىكرد ( قطر المحيط نقل از حواشى چهار مقالهء دكتر معين ) واگذار كردن زمين . تيول . الاغ يا اولاغ : اسبان چاپار دولتى براى رساندن ايلچيان ( تاريخ مغول اقبال ص 91 ) اسبان چاپار و پيك است كه رعايا بدرخواست رئيسان چاپار براى عبور خدمتگزاران دولت از يك ايستگاه يا مركز چاپار ( يام ) به ايستگاه ديگر در اختيار ايشان مىگذاشتند . ( كشاورزى . . . ج 2 ص 299 ) حقوق و عوارضى كه براى پيكها يا چارپايان متعلق به پيكها مىگرفتند . ( مالك و زارع ص 755 ) الام : پرداخت مخارج نگاهدارى پيكان يا « پيغام رسانندگان » مسافر توسط رعايا . ( كشاورزى . . . ج 2 ص 300 ) الغ نويان : شاهزادهء بزرگ و لقب تولى پسر چنگيز . الوس : طايفه و رعايا و مردم مطيع و تحت اوامر يك خان يا شاهزاده . اوران يا اوزان : در اصطلاح مورخين عهد مغول بمعنى عملجات و صنعتگران استعمال مىشده . قزوينى اوران به راء معجمه را اصح مىداند . ( رك : جهانگشاى