عبد المحمد آيتى

324

تحرير تاريخ وصاف ( فارسى )

موضع‌كش ، امير ارغون و صاحب عز الدين طاهر و بزرگان خراسان به پاى بوس آمدند . پس بر جيحون پل بسته به سلامت لشكر از آب بگذشت . پس از سپرى شدن بهار و به تن و توش آمدن اسبان به عزم خراب كردن قلاع ملاحده در حركت آمد . اول ربيع الاول اين سال كوكابيلكا و كيدبوقا را با سپاهى به قصبه‌اى در آن نزديكى فرستاد . چون روز به نيمه رسيد آنجا را تصرف كردند . در حدود استو ركن الدين خورشاه برادر خود شهنشاه را با محتشمان قهستان فرستاد و اظهار بندگى و اطاعت نمود . هلاكو ايشان را عزيز داشت و به حضور خورشاه و تخريب قلاع اشارت راند . ركن الدين خورشاه در انجام فرمان مماطله و امروز و فردا كرد . هلاكو فرمان داد تا لشكرهاى خراسان و عراق در حركت آيند . ركن الدين ، وزير و برادر و فرزند خود را نزد او فرستاد و خواست كه يكسال به وى مهلت دهد و الموت و لمسر را معاف دارد ولى رسولان بىحصول نتيجه‌اى بازگشتند . هفدهم شوال اين سال هلاكو بر قلعه‌اى كه محاذى ميمون دز - يعنى خانهء چند سالهء حسن صباح - بود فرود آمد . بوقاتيمور و كوكابيلكا از ميمنه و بلغاى « 1 » و توتار از ميسره روان گشتند . از پس پشت كيد بوقا و پادشاه در قلب كوشش فراوان كردند و قلعه را در محاصره گرفتند . پس از جنگى سخت خور شاه در آخر شوال سال 654 با تمامت اقوام و هركه بود و هرچه داشت به شيب آمد و از كرده اظهار پشيمانى كرد . هلاكو او را مورد محبت قرار داد . [ 589 ] ركن الدين رسولان خود را همراه ايلچيان مغول به قلاع ديگر فرستاد . گوتوالان الموت از تسليم قلعه سرباز زدند . شهزاده بلغاى به محاصرهء آن تعيين شد الموت بگرفت و بنياد الحاد بركند و آنچه بود برداشت و اسلاميان ممنون منت پادشاه جهان گشتند . موضع ذكر چون قلاع ملاحده فتح شد ، صاحب علاء الدين جوينى را فرمان شد كه كتبخانهء ايشان را تفتيش كند . او مجلدى يافت مشتمل بر معتقدات گمراه كنندهء حسن « » صباح كه

--> ( 1 ) - بلغاى بن شيبقان بن جوجى بن چنگيز خان . ( 2 ) - جهانگشاى : حسين