عبد المحمد آيتى
308
تحرير تاريخ وصاف ( فارسى )
لشكر كشيد . در اثناء آن حال سخت بيمار شد . فرزندان را كه ملازم اردو بودند چون جغاتاى [ 574 ] و اوكتاى و تولو و كولكان و جورختاى « 1 » را پيش خواند و سنتهاى قديم را تازه كرد . اوكتاى را ولايت عهد داد و در رمضان 624 بمرد . بعد از مراسم عزا پادشاهزادگان بر ميعاد اجتماع در مجلس مشاورهء عمومى و ملاقات ، دوباره عازم اردوهاى خود شدند . چون بهار فرا رسيد پسران جوجى : هردو و باتو و سنتاى « 2 » از صحراى قفچاق ؛ و جغاتاى از ايميل و قناق و اوتكين برادر چنگيز خان و بيلكتاى نوئين و الجتاى « 3 » نوئين از مقام خود در حركت آمدند و به اردو وارد شدند و ضيافتها ترتيب دادند . در سال 626 اوكتاى قاآن بر تخت نشست . نخست ياساهاى چنگيز خان را تثبيت كرد و همراه برادران و نوئينان لشكرها به اطراف فرستاد . ابتدا كوكتاى و سنتاى نوئين را با سى هزار سوار به جانب قفچاق و سقسين و بلغار روان گردانيد . و جرماغون را با سى هزار سوار به جانب خراسان و عراق فرستاد چه هنوز از جانب سلطان جلال الدين انتظار خطرى مىرفت همچنين به حدود تبت و سلنكاى « 4 » لشكر فرستاد . چون بلاد ختاى كاملا مطيع نشده بود به تن خويش عزيمت آن ديار كرد . از برادران جغاتاى و الغنوئين و از پسران كيوك و ديگر شهزادگان در خدمت او بودند . ابتدا به شهر جوجايتويسقين « 5 » رسيدند . در مدت چهل روز آن نواحى بگرفتند و گروه كثيرى را بقتل آوردند . از اين مقام تولو و گيوك را با ده هزار سپاهى برقصد بلاد التون خان روان فرمود . از جانب التون خان ، قلاى زنكو و قمرنكودر با صد هزار سپاهى بيرون آمدند . الغ نوئين ، قنقلى را به عمل « ياى » اشارت كرد . از پس لشكر مغول ابرهاى متراكم برآمد و باران باريدن گرفت و همهجا يخ بست . چنان كه سلاحهاى لشكر ختاى در يخ فسرده گشت . مغولان دست به تيغ بردند . لشكر ختا شكست يافت . مغولان اسيران بسيار گرفتند . پس حكم شد تا با اسيران عمل لواط بجاى آورند . ختائيان نيز نسبت به مغولان چنين خيالى داشتند .
--> ( 1 ) - چ : جورغداى و جهانگشاى : جورجتاى ( 2 ) - جهانگشاى : شيبقان ( 3 ) - در همان كتاب ، ايلچتاى ( 4 ) - چ : سلكاى . ( 5 ) - چوجانه و بسقين . جهانگشاى : خوجاتبونسقين