عبد المحمد آيتى
305
تحرير تاريخ وصاف ( فارسى )
حدود اجتماع كردهاند . پس قصد ايشان نمود و همه را تارومار كرد و اكثر بلاد و قصبات را قتل و غارت نمود و از آنجا به قصد اردبيل حركت كرد و قلعه را محاصره و تسخير نمود و هنگام زمستان در موغان اقامت جست . در عراق ، جمال الدين ايبه سميرمى با جمعى روز برگشتگان . بعنوان دينپرورى شحنهء همدان را كشتند و علاء الدين را به سبب متابعت از تتار در قلعهء كريت « 1 » محبوس بداشتند چون بهار درآمد جبه با لشكر ترك به عراق آمد و جمال الدين را با ياران بقتل رسانيد و شحنهاى بگماشت . پس مراغه و نخجوان و آن حدود را قتل و غارت كرد . آنگاه بيلقان را بگرفت و همهء نواحى آن را خراب كرد . هر دو سرهنگ در اين حال به يكديگر رسيدند و از راه شروان به دربند رفتند و در دشت قبچاق به جوجى ملحق شدند و از آنجا متوجه چنگيز خان گرديدند . راستى كه جهانستانى اينچنين در هيچجا نشان ندادهاند چنان كه تا انقراض دوران اگر همت نوع بشر بر آبادانى شهرها موقوف باشد باز اجتماع مردم به پايهء معهود نرسد . ذكر استخلاص تولو خراسان را [ 572 ] خراسان اسم جنس است و عبارت از چهار شهر مشهور است : بلخ ، مرو ، هرات و نيشابور . بلخ را چنگيز خان خود خراب كرد و سه شهر ديگر بر دست تولو خان ويران گرديد و قصبات و بلاد ديگر آن سرزمين را چون ابيورد و بازر « 2 » و طوس و جاجرم و جوين و بيهق و خواف و سرخس را - چنان كه شرحش گذشت - لشكر فرستادند و بنياد وجود همه را نيست كردند و از هرات تا سجستان و شبورغان را قتل و غارت كردند . ذكر مرو مرو پايتخت سلطان سنجر بن ملكشاه بود . سنجر شصت و سه سال عمر كرد و چهل سال پادشاهى . چون خراسان از آل سلجوق به خوارزمشاهان رسيد مرو از حيث
--> ( 1 ) - چ : كبريت . ( 2 ) - جهانگشاى : يازر .