عبد المحمد آيتى

303

تحرير تاريخ وصاف ( فارسى )

پس از خضوع عصيان كرده بودند سياست كرد . پس از راه هندوستان عزم تنكوت كرد و با آنكه راه را دو سه منزل طى مىكرد راه به جايى نبرد . ناچار بازگشت و به طرف باميان روان شد . تابستان را در مراتع بغلان بگذرانيد . چون باد خزان وزيدن گرفت از جيحون بگذشت و زمستان را در سمرقند مقام ساخت . رسولى به احضار جوجى روان كرد . جغاتاى و اوكتاى به قراكول آمدند و به تماشاى صيد پرندگان مشغول شدند . [ 570 ] و همچنانكه ساكنان روى زمين از بيم ايشان در امان نبودند ، پرندگان هوا نيز از زخم تيرشان نياسودند . هنگام بهار جوجى حضور يافت . از جمله بيست هزار اسب سفيد پيشكش كرد . چنگيز خان از آنجا حركت كرد و مدتى به شيوهء نركه گورخران را براندند و آنها را كه سم سوده مىشد نعل مىبستند . در موضع اتوقا نركه تنگ شد . نخست چنگيز خان به صيدافكنى پرداخت و سپس هر كس بر حسب مقام صيدى افكند و بقايا را كه لاغر و ناتوان بودند هر كس داغ خود برمىنهاد و آزاد مىكرد . ذكر جبه « 1 » و سبتداى « 2 » نويان و آثار قهر ايشان هنگام تسخير سمرقند به چنگيز خان خبر رسيد كه سلطان محمد از معبر ترمد با حالى پريشان بگذشت و سرهنگان و اعيان سپاه را در شهرها و قلعه‌ها پراكنده ساخته است . چنگيز خان ، جبه و سبتداى را با سى هزار سپاهى فرمود تا از معبر سنجاب عبور كردند . اول به بلخ رسيدند . مردم آنجا شحنه قبول كردند پس بىتعرضى بگذشتند . طايسى بهادر « 3 » را از آنجا بعنوان طلايه روان كردند چون به زاوه رسيدند ، مردم دروازه‌ها بستند و زبان بدشنام گشودند . مغولان ، زاوه را محاصره كردند و روز سوم اهالى را كشتار كردند و هرچه يافتند غارت كردند و سوختند . چون هلال ربيع الاول سال 617 فرا رسيد به نيشابور درآمدند . تركان لشكر سلطان اظهار بندگى كردند و علوفات و غذا پيشكش فرستادند . مغولان ايشان را از فرمانها و ياساهاى چنگيز خان مكتوبى با آل ( مهر قرمز )

--> ( 1 ) - جهانگشاى : يمه ( 2 ) - جهانگشاى : سبتاى . ( 3 ) - چ : طاسى بهادر .