عبد المحمد آيتى
286
تحرير تاريخ وصاف ( فارسى )
وزير بزرجمهر تدبير عرضه داشت كه حور العين گيسوى مشكين را جاروب سازد تا خاشاك از راهگذر مركب سلطانى رفته گيرد . فرمود كه مبالغتى تمام است . حاصل ملك جهان بخشد و منت ننهد * در كم از مدت چندانكه تو گويى چندين پادشاه فرمود كه همچنين است . اما مدح اركان دولت به مجرد استماع اكتفا نمود : اين مپندار كه گرگ از رمه بر بايد موى * تا كه چوپانش بود بر امرا ميرگزين چنگسانگش چه به تقرير درآيد گردد * از ايلغو بلكهاش ( ؟ ) خجل درّ ثمين مير اينجوى حسين است كه از رايض حكم * ابلق توسن افلاك كشد اندر زين دير نه ، زود غلامان اسن قتلغ او * داغ خرگوش نهد بر كفل شير عرين از وزيرانش كه دستور مصالح جويند * عرصهء ملك جهان يافت هزران تزيين پادشاه از معنى تزيين پرسيد . گفتم زيب و آرايش . از رشيدش همه رشد است جهان را شامل * تاج او بر سر ملك است به حق سايهء دين چون به مدح وزيران دولتپناه رسيد مخدوم جهانيان فرمود از اينجا بگذر . بلى دو بار اعادت كردم و به موقع پيوست . بشكرد نسر فلك مير على قوشجى او * چونكه تطيير كند سنقور و چرخ و شاهين پادشاه روى به دو كرد و گفت : چون مدح تو مىخواند آخر كم از آنكه كاسهگيرى اميرزاده كاسه گرفت و گفت : « هر دعا كه امروز فلان بنده استدامت دولت روزافزون را به عرض رسانيد مستجاب باد » . پادشاه كاسه نوشيد . مير توقماق كه او خسرو ايناقان است * تا ابد باد چنين بر دل سلطان شيرين اركان دولت آمين گفتند و به فراست دريافتم كه مورد پسند حضرت واقع شد . بنده مىگويد و ارواح ملايك در عرش * مىسرايند دعا را به ارادت تأمين تا بود چرخ معلق به ستون قدرت * تا بود كعبه معظم زره ملت و دين شهر سلطانيه در سايه چتر سلطان * باد همچون فلك و كعبه معّمر ، آمين به اتفاق همه آمين گفتند و پادشاه نيز آمين گفت . سال بر هفتصد و ده از گه هجرت اين شعر * گفته شد روز انيران ز مه فروردين عرضه داشتند كه در يك بيت تاريخ روز و ماه و سال هجرى به اصطلاح فرس بى هيچ تفاوتى ايراد كرده است ، تحسين فرمود . پس امير جوانبخت توقماق گفت يك سال است تا اين قصيده سمت نظم يافته . چه وقت رسيدى ؟ گفتم سه ماه است تا در مقام