عبد المحمد آيتى
287
تحرير تاريخ وصاف ( فارسى )
محول « 1 » به اردو رسيدهام . مخدوم جهانيان فرمود كه منتظر فرصت بوده كه الامور مرهونة باوقاتها و در چنين مقام مقدر بود كه پادشاه عالم بنياد رصدخانه و با روى سلطانيه مىفرمايد . اركان حضرت از جوانب زبان به تحسين برگشادند . در اين ميانه امير زاهد ابو بكر ابهرى كه از سوى پادشاه عز الدين لقب يافته است درآمد و بر دهان بنده كه ثناخوان سلطان بود بوسه داد . تتمهء احوال مصر و موجبات توجه چريك منصور به صوب رحبهء شام [ 552 ] چون ملك ناصر بار ديگر بر مصر مسلط شد و مملكتى را كه حقوق ديوانى آن هر سال پنج هزار و پانصد تومان مىشده بدست گرفت نخست عدهء كثيرى از مخالفان را به ديار عدم فرستاد چنان كه شمارهء مقتولان را صد و هفتاد گفتهاند . كه از آن جمله بودند : موسى بن الملك الصّالح و بيبرس چاشنى گير و سالار و بيكتوت و بيكمتور خازندار و طاشتمور سلاحداد و طغاجار سلاحدار . [ 553 ] ناچار از بيم كشته شدن ملك الامرا قرانسقور حاكم دمشق و جمال الدين افرم والى حلب و امير زردكش و سنقورافرم ، اهل و تبار بگذاشتند و با پانصد سوار از مماليك ملك ظاهر و آنچه نقدينه بدست آوردند به بندگى سلطان الجايتو التجا كردند . در مقدمه سلطان ماردين رسول فرستاد و از حال آنان ، سلطان را آگاه ساخت . پس امير قتلغ قياد و ادوچى « 2 » با فرمان و خلعت در حدود دياربكر به آنان رسيدند و در ماه جمادى الاول به سلطانيه فرود آمدند . سلطان ايشان را نواخت و مورد مراحم خود قرار داد و علاوه بر خلعتها ، صد و شصت هزار دينار زر انعام فرمود و شانزده هزار دينار ديگر صرف مخارج اتباع ايشان شد . سلطان الجايتو ، قراسنقور را لقب آقسنقور داد و نيز حسام الدين مهنّا سرور اعراب شام را كه از ناصر هراسيده و رسولى نزد سلطان فرستاده و اظهار اطاعت كرده بود مورد ملاطفت قرار داد و او و نزديكانش را خلعت خاص بخشيد و سه هزار تغار غله حوالت به عراق و ديار بكر كرد و آن حوالهنامه را به همراه دله ايلچى بفرستاد . چون امراء از ستم و بيداد ملك ناصر سخنها گفته بودند سلطان جهت نجات
--> ( 1 ) - موضعى است خوش آبوهوا در نزديكى بغداد . ( 2 ) - چ : اودچى