عبد المحمد آيتى

278

تحرير تاريخ وصاف ( فارسى )

كرد گفتند صد خروار زر و نقره همراه او است فرمود ده خروار نقره او را بس باشد . باقى را تسليم بيت المال كند . آنگاه حلب را به قفچاق داد و حماة را به ايسنتمور و اقطاعات قتلغبك بزرگ و لشكرى را كه در دمشق در اختيار او بود نيز به ايسنتمور سپرد . اما افرم را شام ارزانى داشت و چون به غزه رسيد كتبوقاى كوچك را با سپاهى از عقب او بفرستاد . كتبوقا او را گرفته در قلعهء شقيف توقيف كرد . پسرى خرد از آن او با تيغ و كفن به خدمت آمد و پدر را شفاعت كرد . ملك ناصر جان او را ببخشيد و از بند آزاد كرد . اما فرمود كه بقيه عمر سلاح نبندد و بر اسب سوار نشود . موضع افراد ذكر سعد الدين صاحبديوان بواسطهء توطئهء نوّاب خود و سعايت تاج الدين آوى مورد غضب سلطان الجايتو واقع شد و در مقام محوّل روز دوشنبهء دهم شوال سال 711 امراء بزرگ ، او را محاكمه كردند و به فرمان ايلخان خواجه بدر الدين لؤلؤ و قايربوقا اختاچى و جولجين او را با كريم و داود و زين الدين ماسرى و شهاب الدين مبارك شاه و ناصر الدين يحيى يكى پس از ديگرى بقتل آوردند و در عوض پانصد تومان ( - پنج هزار هزار دينار ) زر كه توفير املاك التزام نموده بود خانه‌هاى او و نوابش را مصادره كردند و املاك او [ 538 ] داخل اينجو گشت . در روز دوشنبهء غره ذى الحجهء سال 711 امراء بزرگ در محضر قاضى القضاة ، سيد تاج الدين پليد را در دار الشاطبه محاكمه كردند و چون سيصد هزار دينار از مال سادات و ديگر طوايف غصب كرده بود و موجب اتلاف نفوس شده بود و قصد محارم علويان كرده بود به حكم پادشاه او را با دو پسرش به سادات مشهد مقدس سپردند تا حق خود را از آنان بازستانند . ايشان نيز او را با دو پسرش بر كنار شط به ضربهاى متوالى كشتند . هنگام قتل او خلق كثيرى گرد آمدند چنان كه دو سه تن مجروح شدند و چون به قتلش آوردند ، فرياد شادى از همگان برخاست . سپس امير محمد زرگر و زين العابدين كيمياچى را كه در توطئهء قتل صدر الدين دست داشتند نيز به قتل رساندند و سيد عماد الدين عماد الملوك « 1 » را نيز كه در اين كار دست داشت ميل كشيدند . پس مخدوم جهانيان رشيد الحق و الدين مشاور و امين حضرت پادشاه شد و فرمان شد تا كتاب گرانقدر خود را

--> ( 1 ) - چ : عماد الملك