عبد المحمد آيتى
272
تحرير تاريخ وصاف ( فارسى )
نهضت رايت سلطانى به قشلاق مدينة السلام [ 522 ] در سال 709 هنگام پائيز عزم بغداد كرد و از قنقورالانك بدان صوب حركت كرد . روزها با خواص و نديمان در گردشگاههاى آن شهر به تفرج پرداخت . از قضا مغنيّهاى در نهايت جمال به مجلس بزم حاضر آمد [ 523 ] كه نيكو چنگ مىزد و نيكو مىخواند و نيكو مىرقصيد . در اين حال صاحب اعظم تاج الدين عليشاه ترخان زيد قدره كه مورد توجه سلطان گشته بود از جمله پيشكشها كه نمود [ 524 ] سفينهاى بود در كمال آراستگى . چون سلطان به كنار دجله رسيد قدم در آن نهاد و به تفرج پرداخت و آن مغنيّه را فرمود تا به نغمهسرائى مشغول گردد . تتمهء فتوح و احوال سلطان علاء الدين دهلى [ 526 ] سلطان علاء الدين در دهلى صاحب قدرت و شوكت فراوان شد . در سال 708 على بيك گوركان با سى هزار سپاهى توائى قصد او كرد . سلطان ، خادم هزار دينارى ملقب به ملك ينو را با هشتاد هزار سوار به مدافعه فرستاد . شبانگاه لشكريان سلطان بر دشمن تاختند و گروه كثيرى را كشتند و على بيك را نيز دستگير كردند . سلطان علاء الدين او را ميان كشته شدن و اسلام آوردن مخير كرد على بيك [ 527 ] اسلام آورد و مورد ملاطفت سلطان واقع شد و بقيهء سپاهيانش در خدمت علاء الدين ماندند و نيز اسلام آوردند . پس حكم فرمود تا سرهاى كشتگان را گرد آوردند و هنديان را گفت تا آنها را سپيد كردند چون پيش از اين با مغولان نكودرى همين كار كرده و در بن غارى افكنده بودند ، مجموع سرها را شمار كردند شصت هزار افزون بود . از آن سرها منارهاى ساختند تا عبرت ناظرين باشد . آنگاه بشارت اين فتح به ساير بلاد رسانيدند . چون در سال 709 قصد تسخير هندوستان كرد - در همان نزديكى مملكت مالوا را گشاده بود - ملكينو و ظفر خان و بابك هندى را با صد هزار سوار و پياده نامزد آن بلاد گردانيد . وقتى به تلنگ رسيدند راى آنجا مطيع شد و باج و شحنه قبول كرد و زيادت از سى هزار ولايت آبادان به حوزهء اسلام افزون شد . روايت كنند كه شش هزار خروار زر به دهلى نقل شد و در اين غنيمت الماس آنچنان ارزان شد كه يك مثقال آن را به سه دينار مىفروختند .