عبد المحمد آيتى
270
تحرير تاريخ وصاف ( فارسى )
بود و خود را به او وابسته مىديد تمرد آغاز كرد و بايسوراغول و چنكشى در موضع بودى باشى يعنى سرگرگ بساط جنگ گسترد . در آغاز غلبه با او بود اما لشكريان از فرمان او سرباز زدند و به طرف خصم رفتند . كرسپه بطور ناشناس از عرصهء كارزار بگريخت . لشكريان دشمن او را بگرفتند و بقتل آوردند . كنجك نيز در اواخر سال 707 بمرد . پس از كنجك شهزاده ناليغو « 1 » پسر قداقاى نبيرهء بورى كه مادرش دختر تركان كرمان بود و كيش مسلمانى داشت مملكت را بدست گرفت . آن شهزاده از اوان كودكى در ميدانهاى جنگ رشد يافته بود . چون به خانى رسيد در اشاعت دين كوشيد و بدين انديشه بعضى از امراء توايى را سركوب كرد و رسول فرستاد و شهزادگان را بحضور خواند . اروك اغول پسر آجقى نبيره بورى به اتفاق شاه اغول مخالفت آغاز نهادند و گفتند ما ، توا را سرور مىدانستيم و چون او بمرد فرزندان او رجحان دارند . « 2 » چنين گويند كه اين فتنهها از جانب چپر بود . پس اروك و شاه اغول با بيست هزار سپاهى به جنگ او آمدند . در اين جنگ باليغو پيروز شد چه اروك و پسران كشته شدند و شاه اغول اسير گرديد . پسازاين جنگ كار ناليغو بالا گرفت و برادرزادهء خود را به فرغانه فرستاد و با هندو اغول و اروق نبرد كرد و ايشان را منهزم گردانيد و بر غنايم وافر دست يافت و چنان قدرت يافت كه همهء شهزادگان از او بيمناك بودند . [ 519 ] از آنجمله يسور اغول كه در سمرقند مقام داشت به اتفاق چنكشى لشكر كشيد تا با ناليغو معارضه كند . ناليغو ، على ملك را با چند ده هزار لشكرى به استقبال ايشان فرستاد . در فرغانه طلايهء دو لشكر مصادف شدند . ايشان از كثرت لشكر على ملك ترسان شده مراجعت كردند تا سازوبرگ بيشترى گرد آورند . ولى پس از روان شدن على ملك به جنگ ، اميران توائى كه ملازم ناليغو بودند با شاهزاده كپك پسر كوچكتر توا دست يگانگى دادند و در مجلس جشنى بر سر ناليغو تاختند و او را بكشتند . اين واقعه در سال 708 بود . چون كبك « 1 » ، ناليغو را از ميان برداشت بار ديگر اوضاع مغشوش گرديد . چپر و ينكه و تكمه و ارلا و اروس اغول به مخالفت او برخاستند . كبك و شاه و على اغول به مساعدت هم لشكر كشيدند . از دو جانب خلق بسيارى كشته شد . در آخر كبك غالب
--> ( 1 ) - چ : باليغو . ( 2 ) - كبك بن توا ابن براق . . .