عبد المحمد آيتى

269

تحرير تاريخ وصاف ( فارسى )

معسكر ساخته و اروس برادر خود را با ده هزار سپاهى به سردارى خيشان خان طلايه فرستاده بود . لشكر قاآن با شاهزادگان از آنسوى التاى به ترغيب و توطئهء توا برسيدند و چپر از اين قرارداد آگاه نبود . شهزادگان با لشكر قاآن قصد اروس كردند و چون اروس در مقابل آنان صف‌آرائى كرد سپاهيان او به لشكر قاآن پيوستند و او را تنها گذاشتند . اروس با معدودى به ابكان گوركان كه بزرگترين اويرانات « 1 » بود پيوست . و از آنجا رسولى نزد چپر فرستاد و از قصد لشكر بيگانه و غدر لشكر خويش او را خبر داد . چپر با شاهزادگان تكمه و ملك تيمور و ارلا « 2 » و ديگران مشاورت كرد و به قصد نبرد با لشكر قاآن بيرون آمد . ملك تيمور عذرى پيش آورد و گفت بيشتر لشكر او در عقب‌اند اگر چپر صلاح داند روانه شود و هفت روز ديگر با لشكر خدمت رسد . تكمه عرضه داشت كه اين تأخير بعلتى است ولى چپر اجازه داد و خود با لشكر روان شد . سه روز راه كه چپر از پى لشكر قاآن دور شد ملك تيمور سرّ ضمير آشكار ساخت و بر اردوى او تاخت و خاتونان او را با خزائن و رمه و گله و هرچه يافت برگرفت و نزد قاآن رفت . چپر چون خبردار شد متحير ماند . آخر الامر به تعقيب ملك تيمور پرداخت . بعد از سه روز صد هزار لشكرى او از گردش پراكنده شدند و عازم منازل خود گشتند . چپر با قريب سيصد تن مجبور شد نزد توا رود . توا براى او مكانى تعيين كرد و او را اميدوارى داد . كم‌كم سپاهيانش نزد توا آمدند و به دو پيوستند . [ 518 ] پس سرزمين‌هاى خاصهء چپر را به ينكه اغول داد و سرزمين‌هاى خاصهء كيوك خان را به تكمه اغول ارزانى داشت و فرمود سپاه بزرگ هرجا كه باشد به مشاورت برادران مصلحت آن مىسازيم . اما سپاه قيدو بعضى با ملك تيمور به طرف قاآن رفتند و بعضى پيش تكمه و ينكه‌جر ماندند و باقى را زير نظر شاه اغول كرد . چون ممالك قيدوئى متزلزل مىنمود شاهزادگان را به موافقت و اتحاد فرا خواند و از ايشان هر يك به سرزمين خود رفت . چندين حوادث كه برشمرديم همه در مدت يك سال در آن ممالك روى نمود . در اواخر سال 706 توا « 3 » به مرضى مزمن بمرد و پسرش كنجك بر ايل و لشكر او فرمانروائى يافت . در زمان او كرسپه اغول نظر بر آنكه پدرش در كودكى او را به قاآن سپرده

--> ( 1 ) - چ : اويرانان ( 2 ) - چ : اردلا ( 3 ) - توا ابن براق بن اسن دوا ابن ماتيكان