عبد المحمد آيتى

257

تحرير تاريخ وصاف ( فارسى )

بسوى گرمسيرات فرستاد و الجاى جنگسانك در آن غصه وفات كرد . تيمور قاآن چون اندك بهبود يافت غيبت امرا او را ناپسند افتاد و ايشان را احضار كرده مورد ملاطفت قرار داد و آنان نيز جهت دفع مكيدت بولوغان خاتون و براى خشنود ساختن او به اتفاق عرضه داشتند كه پسر كوچك خود طيشو را مقام ولايت عهد دهد . او نيز چنين كرد . ولى طيشو در همان نزديكى بمرد . بولوغان خاتون بر امرا خشم گرفت و گفت چون انديشهء شما ناراست بود پسر مرا ولايت عهد مبارك نيفتاد . پس بدين جريمه امير خواجه را بكشت و پايان پنجان را هفتاد چوب زد و هر يك از وابستگان آنان را به نوعى تنبيه نمود . در اين حال ملك تيمور پسر اريغ بوكا « 1 » بر چپر « 2 » شورش كرد و اردوى او را به باد غارت داد و او با داماد بولوغان خاتون انتسابى داشت . چون بولوغان ، تيمور قاآن « 3 » را مشرف به مرگ ديد در خفيه رسول فرستاد و آننده ، پسر منقلاى نبيرهء قبلاقاآن را با ملك تيمور احضار كرد . يك ماه ديگر تيمور قاآن رخت از جهان بربست [ 499 ] تا تعيين خانى از خاندان قاآن ، بولوغان خاتون به انجام امور سلطنت قيام نمود . پس ملك تيمور شهزاده و اغوتاى جنگسانك از قبيلهء ايلچكين و كراى كه امير اردوى او بود و باسمستى پنجان ايغور « 4 » و ترخان جنگسانك بمشاورت نشستند و تصميم گرفتند كه آننده ، قاآن باشد . ترخان جنگسانك از كيفيت ماجرى ، بربه‌تانزى « 5 » را آگاه كرد و گفت بولوغان [ 500 ] دست بكارى زده كه از آن فتنه‌ها خواهد خاست . بربه‌تانزى با توااغول پسر شادى نبيرهء احمدفر « 6 » نبيرهء بورى « 7 » از احفاد چنگيز خان معاهده كرد و گفت : به مقتضاى ياساى ، قاآنى حق ماست . چرا بايد درنگ كرد . پس شاهزادگان و امرا را به خانيت خيشان و وفور احسان او

--> ( 1 ) - اريغ بوكا ابن تولى بن چنگيز خان . ( 2 ) - چپر بن قيدو . . . ( 3 ) - تيمور قاآن بن چين كيم بن قبلاى قاآن . . . ( 4 ) - چ : مارشمشى بيحان . ( 5 ) - بربه‌تانزى بن ترمه بلا ابن چين كيم بن قبلاى قاآن . . . ( 6 ) - چ : احمدقر . ( 7 ) - چ : سوزى