عبد المحمد آيتى
245
تحرير تاريخ وصاف ( فارسى )
هم در آن نزديكى چپر حركت كرد و با شتابى هرچه تمامتر برسيد توا تعزيت گفت و آنگاه در مرغزارى با طراوت خرگاهى برافراشتند و ضيافتى عظيم برپا كردند كه در آن دو هزار گوسفند و صد اسب و دويست گاو و از مشروبات دو هزار خيك شراب به كار رفت و قميز و پكنى و سرمه را حساب نبود . روز ديگر توا و ساير بزرگان قوم نزد او زانو زدند و پيشكشها كردند و سوگند وفادارى خوردند و به خانيت او حجت دادند و او را بر تخت نشانده قيدو خواندند . چون به مصالح ملك مشغول شد توا گفت ما همه از نسل چنگيز خانيم و بر خلاف ياساى او ما برادران در هم افتادهايم و لشكر خود تباه مىسازيم بهتر آن است كه نزد قاآن فرستيم و صلح كنيم . چپر قيدو اين رأى را بپسنديد و رسولى گشادهزبان و دانا روانه كرد و خلاصه پيام آنكه : بر رأى قاآن و ساير شاهزادگان پوشيده نيست كه چنگيز خان به قوت خداى تعالى از آفتاب برآمدن تا آفتاب فروشدن مسخر كرد و مخالفان گردنكش خود را مطيع ساخت . سبب اين پيروزى آن بود كه در آغاز خروج در سال 559 ياساى نيكو نهاد و رسمهاى نكوهيده چون ظلم و سرقت و دروغ و نفاق را برانداخت و پيوسته فرزندان خود را به موافقت دعوت مىكرد و در اين باره مثلهاى نيكو مىزد [ 453 ] چنان كه روزى در محضر پسران بزرگ تيرى از كيش بركشيد و بشكست و بار ديگر دو تير بر هم نهاد و بشكست و يكيك مىافزود تا آنجا كه نيرومندان زورآزماى از شكستن آن بازماندند . پس گفت مثل شما مثل اين تيرهاست كه اگر با هم گردآئيد كس بر شما چيره نشود و اگر راه تفرق و جدائى پوئيد مغلوب و مكسور شويد . چنگيز خان براى هر يك از اولاد خود از دختر و پسر و براى هر يك از برادران و خواهران و عموها و دائىها حصهاى معين كرد تا از دخل و تصرف ديگرى ايمن باشند . دليل بر اين امر آنكه اوكتاى قاآن در مجلس مشاورهء دوم در سال 628 تجديد ياسا كرد و وصاياى پدر به كار بست . همهء ممالكى را كه مطيع شده بودند بر فرزندان چنگيز تقسيم كرد و اين كار را تنها بدان سبب بود كه هر كس را به نسبت از دولت خويش حظّى مقدر و راتبهاى معين گرداند . چنان كه وقتى در يكى از شكارگاهها چنگيز خان با فوجى از خواص خود هرچه كوشيد چيزى شكار نكرد . شاه و همراهان سخت كوفته و گرسنه شدند . ناگاه يكى از ياران او صعوهاى شكار كرد و آن را نزد چنگيز آورد ، زانو زد و تقديم نمود . چنگيز خان فرمود تا صعوه را كباب كردند و آن را ميان همراهان خود كه هفتاد تن بودند