عبد المحمد آيتى
222
تحرير تاريخ وصاف ( فارسى )
رعيت ما تحميل شود . اما جواب طلب ولايت : از اينكه از عهد هلاكو خان اين ديار بر ممالك ما افزوده شده سخنى نمىگويم ولى بر مغول و تاجيك و بدوى و شهرى معلوم باشد كه ما اين كشور به شمشير گرفتهايم و باز پس گرفتن آن نيز به شمشير خواهد بود . چون كيسهء ارزن را عرضه داشتند برفور فرمان داد تا ماكيانى چند بياوردند و بيكدم در نظر حاضران آن دانهها برچيدند ، و فرمود كه بر تقتاى پوشيده نيست كه مرغ را دانهء بسيار تنعم باشد و باز از گروه كبوتران لذت ببرد و گرگ با كثرت گله عشقبازى كند . چون روز بيست و هشتم جمادى الاول به رسم مغول جشنى بود موسوم به كيونكلاميشى ، ايلخان فرمود كه تخصيص آن روز را چندان فايدهاى نيست و بايد كه در دهم جمادى الآخر مراسم ضيافتها برپا دارند . پس جشنى بزرگ برپا كرد و همهء اميران و وزراء مملكت و سلاطين سرزمينهاى گرج و روم و ارمن و رسولان از خراسان و مصر و شام و قفچاق و ملوك ممالك و ديگر متصرفان و دبيران و كارگزاران حاضر آمدند و پيشكشهاى گرانبها تقديم داشتند و تا سه روز به شرابخوارى و عيشونوش نشستند . [ 401 ] پس از آن به كار مملكت پرداخت و نخست براى رسولان مصر ترتيب ما يحتاج داد و فرمود تا زمان بازگشت او در همدان اقامت كنند و فرستادگان قفچاق را با صلات و جواهر بنواخت و فرمود تا بيست و يك باز شكارى را كه آورده بودند به عهدهداران خاص شكار بسپارند و در عوض هر باز شكارى هزار دينار از خزانه مرواريد داد و در پاسخ شهزاده تقتاى اندرزها داد تا از جادهء وفاق منحرف نشود و با آن همه عطايا فرمود تا رسولان را بر خران سوار كردند . چون از اين كار بپرداخت فرمود تا لشكريان از جسر حله بگذرند و بدان سبب كه آن راه همه بيابان بود فرمود تا هر سپاهى توشهء دوماههء خود بردارد و براى هر پنج نفر يك شتر جهت كشيدن علوفه ترتيب دهند . روزها طول كشيد تا سپاهيان از جسر گذشتند . روز پنجشنبه رايت برافراشت و به سوى غازانيه پيش رفت ( اين شهر از بناهاى خود او است ) سابقا همهء اين سرزمينها خشك و بىگياه بود و علقمى نام داشت . غازان فرمود تا آب فرات بدانجا كشيدند و در مدت دو سال سرزمينى سبز و خرم گشت . آنگاه به زيارت مشهد امام حسين عليه السلام رفت و از آنجا از راه فراتيه انبار و هيت و حديثه و عانه حركت كرد و هر روز بيش از دو سه فرسنگ طى نمىشد . ايلخان يكهفته به شكار