عبد المحمد آيتى

223

تحرير تاريخ وصاف ( فارسى )

شترمرغ مشغول شد و سپس در منزل عانه نزول كرد چون از اين مقام مىبايست اردوهاى زنان و دفترخانه و اصحاب دواوين و سلاطين و ملوك آفاق و مركوب‌ها و بارها و بازارها به راه موصل و سنجار روان شوند ، اركان دولت به تنظيم امور ممالك و عزل و نصب حكام مشغول گشتند . روزها و شب‌ها منشيان ديوان به نوشتن فرمان‌ها پرداختند . چون بعد از سلطان محمد شاه اوضاع كرمان مغشوش بود به فرمان ايلخان سلطنت آن حدود به قطب الدين شاه جهان داده شد و ايلخان بر آن فرمان پايزه و تشريف و چتر شاهى مزيد فرمود و چون ملك‌اسلام جمال الدين از حكومت بغداد و شيراز استعفا كرده بود [ 402 ] كاتبانى معين شدند تا محاسبهء دو سالهء بغداد يعنى سال 692 و 693 خراجى را كه موافق سال 700 و 701 هلالى است به عمل آوردند و سپس در سال 694 خراجى كه به عرف خاص آن را سال سوم غازان خانى گويند موافق نوروز جلالى كه واقع بود در بيست و دوم رجب سال 702 ، [ 404 ] همهء عراق از بصره و واسط و حله و كوفه و نيل و توابع فراتيه و نهر ملك و نهر عيسى و دجيل و بعقوبه و نيز خراسان و غير ذلك را ، بعضى را به خراجى كه مقنن شده بود و بعضى را بطور ضمان و بعضى را بر سبيل امانت به نام برخى از ارباب دولت و ملوك موسوم گردانيد . و شغل تمغا و كارخانه و خالصات و مقاطعات را هر يك به نام كسى معين كرد ، چنان كه متصرفان در كار خود مستقل بودند . شحنگى بغداد را همچنان به آدينه داد و چون به كار شيراز پرداخت آنچه دلاى بود بر عهدهء جمال الدين ملك اسلام واگذار شد جز ابرقوه كه به ديوان عمارت تعلق داشت و كوه‌كيلويه و زيدان كه آن دو را به مبلغ بيست و هفت تومان ( - دويست و هفتاد هزار دينار ) زر در مقاطعهء يكى از حكام قرار داد و اينجوهاى قديم و جديد و صاحبى و طايجو را در نظر ملوك اينجو مقرر فرمود . و حكم شد تا محمد قوشچى كه در زمان ارغون خان هنگام ابراز اينجوهاى قديم نوكر يولقتلغ بود و مىگفت كه در آن تاريخ سيد قطب الدين پنهانى بعضى از املاك را فروخته و رشوت ستده ، به اتفاق حكام اينجو در جرايد املاك عضدى و سلغرى و صاحبى و متبولى « 1 » ( ؟ ) تفحص كند تا اگر از آن اموال چيزى در تصرف كسى است در صورتى كه منشورهاى اتابكان بر صحت آن گواه باشد و قباله‌هاى انتقالى با آن مطابقت كند آن قباله‌ها را به حضرت فرستد كه بر صحت و سقم آن حكم قطعى داده شود و الا آن

--> ( 1 ) - مقبولى